پرش به محتوای اصلی
اثیر اخسیکتی اثیر اخسیکتی

غزلیات

شمارهٔ ۷۵

مرغی یگانه بودم یاری به دستم آمد

الحق شگرف صیدی، ناگه به دستم آمد

چون دید از جمالش چشمم گرفته مستی

با غمزه‌ی معربد در چشم مستم آمد

تاراج طره او در هرچه بودم افتاد

و آسیب غمزه‌ی او در هرچه هستم آمد

زنار بت‌پرستی بربست دل چو ناگه

از روی بت نکوتر یاری به دستم آمد

وقت است اگر بر آرم افغان ز دل که بر من

حورا، پی‌ام نیامد زین بت‌پرستم آمد

بر گوشه‌ی بساطش بگرفت اثیر جایی

کز وی نگاه کردم افلاک پستم آمد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷۷آتش عشق تو چون زبانه برآرد
  2. شمارهٔ ۷۸دل بر امید وصل تو جان را همی‌زند
  3. شمارهٔ ۷۹دردی‌ست دردِ یار که درمان نمی‌برد
  4. شمارهٔ ۸۰جهان، جان فشاند چو روی تو بیند
  5. شمارهٔ ۸۱باز دل در عشق رایی می‌زند
  6. شمارهٔ ۸۲با آنکه به هشیاری همتات نمی‌افتد
  7. شمارهٔ ۸۳تو را اگر تو، توئی عالمی شکار بود
  8. شمارهٔ ۸۴پایه‌ی حسن تو آفتاب ندارد
همه‌ی غزلیات ←

اثیر اخسیکتی درباره‌ی اثیر اخسیکتی

اثیرالدین ابوالفضل محمد بن طاهر اخسیکتی معروف به اثیر اخسیکتی (زادهٔ سال نامعلوم در اخسیکت، درگذشته به سال ۶۰۹ هجری قمری در خلخال) از شاعران مشهور سدهٔ ششم هجری است. اثیر در شهر اخسیکت زاده شد که در قرن ششم یکی از شهرهای آباد ماوراءالنهر در منطقهٔ فرغانه در شمال رود سیحون بوده‌است. اثیر سخنوری را در همانجا آغاز کرد. ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.