پرش به محتوای اصلی
اثیر اخسیکتی اثیر اخسیکتی

غزلیات

شمارهٔ ۸۴

پایه‌ی حسن تو آفتاب ندارد

مایه‌ی زلف تو مشکِ ناب ندارد

مستی چشم خوش تو دید چو نرگس

گفت که دارد خمار و خواب ندارد

ساغر لاله نمونه‌ی دهن توست

لیک چه سود است چون شراب ندارد

نایب رخسار توست آتش لیکن

او همه رنگ است و هیچ آب ندارد

ماه که باشد که در برابر رویت

چهره ز تشویر در نقاب ندارد

عقل که مفتی‌ست در ممالک دوران

مشکل زلف تو را جواب ندارد

چرخ چه گوید که پیش موکب حسنت

غاشیه بر دوش آفتاب ندارد

این همه را بازگوی با غم هجران

تا که مرا بیش در عذاب ندارد

منقطع است آنکه چون اثیر در این ره

رخت خطا بر خر صواب ندارد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۸۶پسته خندان تو شکر فشاند
  2. شمارهٔ ۸۷مشتری غاشیه‌ی مهر تو بر دوش کشد
  3. شمارهٔ ۸۸امید وصل غم روز هجر چون شب شمع
  4. شمارهٔ ۸۹جور تو گر عنان بجنباند
  5. شمارهٔ ۹۰مرا بر این نسزاید که از تو باشم دور
  6. شمارهٔ ۹۱تا تولای تو کردم شدم از خود بیزار
  7. شمارهٔ ۹۲آن زلف مشوش بین در عنبر و بان منگر
  8. شمارهٔ ۹۳دلا فتراک آن جان و جهان گیر
همه‌ی غزلیات ←

اثیر اخسیکتی درباره‌ی اثیر اخسیکتی

اثیرالدین ابوالفضل محمد بن طاهر اخسیکتی معروف به اثیر اخسیکتی (زادهٔ سال نامعلوم در اخسیکت، درگذشته به سال ۶۰۹ هجری قمری در خلخال) از شاعران مشهور سدهٔ ششم هجری است. اثیر در شهر اخسیکت زاده شد که در قرن ششم یکی از شهرهای آباد ماوراءالنهر در منطقهٔ فرغانه در شمال رود سیحون بوده‌است. اثیر سخنوری را در همانجا آغاز کرد. ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.