پرش به محتوای اصلی
اثیر اخسیکتی اثیر اخسیکتی

غزلیات

شمارهٔ ۸۵

با که گویم راز چون همدم نماند

درد بگذشت از حد و مرهم نماند

نقشِ یک همدم به من ننمود چرخ

وین بتر کز عمر هم یک دم نماند

تر نگشت از دیده‌ی گریان من

چرخ را، در دیده گوئی نم نماند

چون که من قربان به تیغ غم شدم

ای فلک عیدی مکن که‌ت غم نماند

نیست آیین وفا در شهر ما

من بر آنم خود که در عالم نماند

غمگسار از من بسی غمگین‌ترست

در جهان گوئی دلی خرم نماند

نیم صبری داشت در عالم اثیر

وای او، از دست غم کان هم نماند

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۸۷مشتری غاشیه‌ی مهر تو بر دوش کشد
  2. شمارهٔ ۸۸امید وصل غم روز هجر چون شب شمع
  3. شمارهٔ ۸۹جور تو گر عنان بجنباند
  4. شمارهٔ ۹۰مرا بر این نسزاید که از تو باشم دور
  5. شمارهٔ ۹۱تا تولای تو کردم شدم از خود بیزار
  6. شمارهٔ ۹۲آن زلف مشوش بین در عنبر و بان منگر
  7. شمارهٔ ۹۳دلا فتراک آن جان و جهان گیر
  8. شمارهٔ ۹۴یک نظر در صورت آن روح روحانی نگر
همه‌ی غزلیات ←

اثیر اخسیکتی درباره‌ی اثیر اخسیکتی

اثیرالدین ابوالفضل محمد بن طاهر اخسیکتی معروف به اثیر اخسیکتی (زادهٔ سال نامعلوم در اخسیکت، درگذشته به سال ۶۰۹ هجری قمری در خلخال) از شاعران مشهور سدهٔ ششم هجری است. اثیر در شهر اخسیکت زاده شد که در قرن ششم یکی از شهرهای آباد ماوراءالنهر در منطقهٔ فرغانه در شمال رود سیحون بوده‌است. اثیر سخنوری را در همانجا آغاز کرد. ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.