پرش به محتوای اصلی
اثیر اخسیکتی اثیر اخسیکتی

غزلیات

شمارهٔ ۸۷

مشتری غاشیه‌ی مهر تو بر دوش کشد

آسمان حلقه‌ی پیمان تو در کوش کشد

اثر لطف صدای سخنت در دل کوه

سنگ را داغ بیان از پی مفروش کشد

ماتم خصم تو را غاشیه‌ی شقه‌ی ابر

مهر زرین کُلَه اندر شب شبپوش کشد

عقل شاگردی رای تو کند ورنه قضاش

در شمار بدل کار فراموش کشد

ماه بر مذهب توقیع تو از خط کلف

برقع غالیه بر سیم بُناگوش کشد

خصم گوید من و پس چون همه‌ی بیخردان

دوش حمال کند تا سر مدهوش کشد

صعوه باز خرکی نیست که با وزن دودانگ

لاف مرغی زند و بازی بر موش کشد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۸۹جور تو گر عنان بجنباند
  2. شمارهٔ ۹۰مرا بر این نسزاید که از تو باشم دور
  3. شمارهٔ ۹۱تا تولای تو کردم شدم از خود بیزار
  4. شمارهٔ ۹۲آن زلف مشوش بین در عنبر و بان منگر
  5. شمارهٔ ۹۳دلا فتراک آن جان و جهان گیر
  6. شمارهٔ ۹۴یک نظر در صورت آن روح روحانی نگر
  7. شمارهٔ ۹۵دلبری دارم که یارب زینهار
  8. شمارهٔ ۹۶ای ز تو بر هر دماغی صد هوس
همه‌ی غزلیات ←

اثیر اخسیکتی درباره‌ی اثیر اخسیکتی

اثیرالدین ابوالفضل محمد بن طاهر اخسیکتی معروف به اثیر اخسیکتی (زادهٔ سال نامعلوم در اخسیکت، درگذشته به سال ۶۰۹ هجری قمری در خلخال) از شاعران مشهور سدهٔ ششم هجری است. اثیر در شهر اخسیکت زاده شد که در قرن ششم یکی از شهرهای آباد ماوراءالنهر در منطقهٔ فرغانه در شمال رود سیحون بوده‌است. اثیر سخنوری را در همانجا آغاز کرد. ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.