پرش به محتوای اصلی
اثیر اخسیکتی اثیر اخسیکتی

غزلیات

شمارهٔ ۹۴

یک نظر در صورت آن روح روحانی نگر

بسته سنبل پای گل بر سرو بستانی نگر

تا سپهر گوی‌زن بینی مه چوگان گذار

خیز و در میدانش بر یک ران چوگانی نگر

میر خوبان است، کاورده‌ست منشور جمال

اینک اینک بر رخش طغرای سلطانی نگر

در شکنج غبغبش چاه ذقن محبوس ماند

یارب آن زندان دل‌ها، چاه زندانی نگر

دعوی خون گرد بر من، خط او گفتم چرا

گفت که اینک حجتی شرعی و برهانی نگر

زلف و چهرش بر کنار شام باد و نیمروز

با سپاه کفر بر مرز مسلمانی نگر

قاصدا، یک ره به تبریز آی و رخسارش ببین

مصر اعظم دار ملک ماه کنعانی نگر

با گشاد غمزه‌ی تیرافکنش بر راه او

گشتگان آشکار از زخم پنهانی نگر

در نثار موکب حسنش اثیر از اشک خون

بر سر مژگان گرفته لعل پیکانی نگر

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۹۶ای ز تو بر هر دماغی صد هوس
  2. شمارهٔ ۹۷مسلمانان فغان از دست چشم کافر مستش
  3. شمارهٔ ۹۸گر ز کوی عاشقانی، تا عدم هم‌خانه باش
  4. شمارهٔ ۹۹تو چه گوئی ار بپرسم ز لب شکرفشانش
  5. شمارهٔ ۱۰۰در خون دل نشاندم روی ازفراق رویش
  6. شمارهٔ ۱۰۱ای عشق یکزمان زدل من نفورباش
  7. شمارهٔ ۱۰۲مهمان تو آمد دل در باغ رضا خوان‌ کش
  8. شمارهٔ ۱۰۳در فراقت طاقت من گشت طاق
همه‌ی غزلیات ←

اثیر اخسیکتی درباره‌ی اثیر اخسیکتی

اثیرالدین ابوالفضل محمد بن طاهر اخسیکتی معروف به اثیر اخسیکتی (زادهٔ سال نامعلوم در اخسیکت، درگذشته به سال ۶۰۹ هجری قمری در خلخال) از شاعران مشهور سدهٔ ششم هجری است. اثیر در شهر اخسیکت زاده شد که در قرن ششم یکی از شهرهای آباد ماوراءالنهر در منطقهٔ فرغانه در شمال رود سیحون بوده‌است. اثیر سخنوری را در همانجا آغاز کرد. ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.