پرش به محتوای اصلی
اثیر اخسیکتی اثیر اخسیکتی

غزلیات

شمارهٔ ۹۸

گر ز کوی عاشقانی، تا عدم هم‌خانه باش

خویش خوش‌رویان شدی، با خویشتن بیگانه باش

گه سرای خاص را، چون عامیان دهلیز کن

گه زبان عام را، چون خاصگان خانه باش

هر که را بر کوش زنجیری بود دیوانه شو

هر که را بر پیشگه شمعی بود پروانه باش

در میان پاکبازان بر بساط انبساط

گر همی‌خواهی که فرزینی شوی فرزانه باش

راه این درگاه، بر نفی است و اثبات ای اثیر

سال‌ها تو روی گر آری، نه در بتخانه باش

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۰۰در خون دل نشاندم روی ازفراق رویش
  2. شمارهٔ ۱۰۱ای عشق یکزمان زدل من نفورباش
  3. شمارهٔ ۱۰۲مهمان تو آمد دل در باغ رضا خوان‌ کش
  4. شمارهٔ ۱۰۳در فراقت طاقت من گشت طاق
  5. شمارهٔ ۱۰۴چند خورم خون خود از دست دل
  6. شمارهٔ ۱۰۵چو من عادت چنین دارم که غم را شادی انگارم
  7. شمارهٔ ۱۰۶می‌بین که تا چه غایت از تو به درد و تابم
  8. شمارهٔ ۱۰۷باز در دست چرخ بد سازم
همه‌ی غزلیات ←

اثیر اخسیکتی درباره‌ی اثیر اخسیکتی

اثیرالدین ابوالفضل محمد بن طاهر اخسیکتی معروف به اثیر اخسیکتی (زادهٔ سال نامعلوم در اخسیکت، درگذشته به سال ۶۰۹ هجری قمری در خلخال) از شاعران مشهور سدهٔ ششم هجری است. اثیر در شهر اخسیکت زاده شد که در قرن ششم یکی از شهرهای آباد ماوراءالنهر در منطقهٔ فرغانه در شمال رود سیحون بوده‌است. اثیر سخنوری را در همانجا آغاز کرد. ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.