پرش به محتوای اصلی
اثیر اخسیکتی اثیر اخسیکتی

غزلیات

شمارهٔ ۱۰۶

می‌بین که تا چه غایت از تو به درد و تابم

هم رخنه می‌نجویم هم روی می‌نتابم

از تو وفا نخواهم زیرا که خود نداری

بر تو بدل نجویم، زیرا که خود نیابم

چون خاک برندارم چهره ز آستانت

ور فی المثل بریزم هر روز صدره آبم

گر داریم ز خواری چون خاک کوی باشم

خاک تو کحل چشمم کوی تو جای خوابم

بی‌تو جهان روشن دیدن کجا توانم

چون در جهان نباشد بی‌رویت آفتابم

بهر سهیل دل‌ها یعنی خیالت آرد

هر شب برسم تحفه دیده عقیق نابم

کوه است بار هجرم کاهی تن ضعیفم

دانی که من بر این تن آن بار برنتابم

وین قصه‌ی تظلم بر هجر عرضه کردم

تا بر چه موجب آید از لفظ تو جوابم

گفتا، که نوبت من وانگه اثیر زنده

غم گفت بس نمانده آن را همی‌شتابم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۰۸از همه عالم خریدار توام
  2. شمارهٔ ۱۰۹پیمان شکنا بر سر پیمانت نمی‌بینم
  3. شمارهٔ ۱۱۰درد هجران تو را داغ جگر ساخته‌ام
  4. شمارهٔ ۱۱۱دوش با دوست محاکات به جان می‌کردم
  5. شمارهٔ ۱۱۲دلبری دارم که جان می‌خواهد از من، چون کنم؟
  6. شمارهٔ ۱۱۳همه عارض تو بینم، چو نظر بر آب دارم
  7. شمارهٔ ۱۱۴مه را وجود گفتن با روی او نیارم
  8. شمارهٔ ۱۱۵از دل گره غم تو بگشادم
همه‌ی غزلیات ←

اثیر اخسیکتی درباره‌ی اثیر اخسیکتی

اثیرالدین ابوالفضل محمد بن طاهر اخسیکتی معروف به اثیر اخسیکتی (زادهٔ سال نامعلوم در اخسیکت، درگذشته به سال ۶۰۹ هجری قمری در خلخال) از شاعران مشهور سدهٔ ششم هجری است. اثیر در شهر اخسیکت زاده شد که در قرن ششم یکی از شهرهای آباد ماوراءالنهر در منطقهٔ فرغانه در شمال رود سیحون بوده‌است. اثیر سخنوری را در همانجا آغاز کرد. ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.