پرش به محتوای اصلی
اثیر اخسیکتی اثیر اخسیکتی

غزلیات

شمارهٔ ۱۱۲

دلبری دارم که جان می‌خواهد از من، چون کنم؟

از سر جان بر نشاید خاست، ای تن، چون کنم؟

گوهر مهرش چو کان در دل نهان کردم ولیک

با چنین دریای مروارید معدن، چون کنم؟

چشمِ سوزن کرد بر من عالَم، از بس کافری

ای مسلمانان، وطن در چشمِ سوزن چون کنم؟

خانه‌ی من برد و پس در خانه‌ی خود تن بزد

چاره چه، با آن جهان‌آشوبِ تن‌زن، چون کنم؟

اختیاری نیست داغ درد را لیک از جهان

چون دل مسکین در او کرده‌ست مسکن، چون کنم

یا دل من پیش او دارید تا رحمی کند

یا طریقی پیش من بنهید تا من، چون کنم؟

تر همی‌آید غزل در شیوه شعر اثیر

کشتگان عشق را زین شیوه شیون چون کنم؟

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۱۴مه را وجود گفتن با روی او نیارم
  2. شمارهٔ ۱۱۵از دل گره غم تو بگشادم
  3. شمارهٔ ۱۱۶دوش در عیش و عشرتی بودم
  4. شمارهٔ ۱۱۷بی تو با یک دل، غم دل مانده‌ام
  5. شمارهٔ ۱۱۸هرغم که دهد عشق تو من خار ندارم
  6. شمارهٔ ۱۱۹یا رب این من، غریب کم‌خطرم
  7. شمارهٔ ۱۲۰از نو، رقمی بر دل درویش کشیدم
  8. شمارهٔ ۱۲۱کو محرمی که قصه‌ی تو در میان نهم
همه‌ی غزلیات ←

اثیر اخسیکتی درباره‌ی اثیر اخسیکتی

اثیرالدین ابوالفضل محمد بن طاهر اخسیکتی معروف به اثیر اخسیکتی (زادهٔ سال نامعلوم در اخسیکت، درگذشته به سال ۶۰۹ هجری قمری در خلخال) از شاعران مشهور سدهٔ ششم هجری است. اثیر در شهر اخسیکت زاده شد که در قرن ششم یکی از شهرهای آباد ماوراءالنهر در منطقهٔ فرغانه در شمال رود سیحون بوده‌است. اثیر سخنوری را در همانجا آغاز کرد. ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.