پرش به محتوای اصلی
اثیر اخسیکتی اثیر اخسیکتی

غزلیات

شمارهٔ ۱۱۳

همه عارض تو بینم، چو نظر بر آب دارم

همه چهره‌ی تو بوسم، چو به کف شراب دارم

به دعا لب تو خواهم، پس از آن چو اشک ریزم

رخ خویشتن به رنگ لب تو خضاب دارم

تو نقاب رسته‌ی دُرّ ز عقیق ناب داری

من خسته‌دل در اشکی، ز عقیق ناب دارم

به دو زلف باز چنگل چه نکو بطم گرفتی

چو ز اشک دیده دیدی، که وطن در آب دارم

همگان ز آتش تو، شده‌اند کرم و روشن

من تنگ روزی از وی، نه تبش نه تاب دارم

نه به دیدنی مجرد، دل و دین نهاده باشم

نه تو و نه منت تو، مه و آفتاب دارم

به نقاب در نشستی، که نهان و مه ببینی

من از آن نهان خود را ز تو در نقاب دارم

چو عذاب تو عتاب است و جفای تو جدائی

دل از این جفا ندارم سر آن عذاب دارم

ز سر فسوس گفتی که اثیر هیچ داری

اگرم به جان امانی بدهی، جواب دارم

ز تحمل که باشد ز تو کهنه عاشقان را

گله نیست یار بد عهد، دلی خراب دارم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۱۵از دل گره غم تو بگشادم
  2. شمارهٔ ۱۱۶دوش در عیش و عشرتی بودم
  3. شمارهٔ ۱۱۷بی تو با یک دل، غم دل مانده‌ام
  4. شمارهٔ ۱۱۸هرغم که دهد عشق تو من خار ندارم
  5. شمارهٔ ۱۱۹یا رب این من، غریب کم‌خطرم
  6. شمارهٔ ۱۲۰از نو، رقمی بر دل درویش کشیدم
  7. شمارهٔ ۱۲۱کو محرمی که قصه‌ی تو در میان نهم
  8. شمارهٔ ۱۲۲بی‌شب زلف تو سیه‌روزم
همه‌ی غزلیات ←

اثیر اخسیکتی درباره‌ی اثیر اخسیکتی

اثیرالدین ابوالفضل محمد بن طاهر اخسیکتی معروف به اثیر اخسیکتی (زادهٔ سال نامعلوم در اخسیکت، درگذشته به سال ۶۰۹ هجری قمری در خلخال) از شاعران مشهور سدهٔ ششم هجری است. اثیر در شهر اخسیکت زاده شد که در قرن ششم یکی از شهرهای آباد ماوراءالنهر در منطقهٔ فرغانه در شمال رود سیحون بوده‌است. اثیر سخنوری را در همانجا آغاز کرد. ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.