پرش به محتوای اصلی
اثیر اخسیکتی اثیر اخسیکتی

غزلیات

شمارهٔ ۱۱۵

از دل گره غم تو بگشادم

سودای تو از دماغ بنهادم

بر من دگری گزیده‌ای شاید

او را به تو و تو را به او دادم

عمری‌ست که خاک تو همی‌بوسم

معلومم شد کنون که بربادم

یک چند ز جور تو برآسایم

گر دولت عافیت دهد دادم

بل تا، زره سپهر باز افتد

روزی دو سه کاروان فریادم

من بنده‌ی بخت فرخ خویشم

کز دست غم تو کرد آزادم

عمری بگذاشتم که یک ساعت

در عشق تو کس ندید دل شادم

والله که کنون چنین همی‌دانم

کاین دم ز مشیمه جهان زادم

بگماشت خدای رادمردی را

تا محنت تو ببرد از یادم

حالی باری ز ظالمان جستم

هر چند به کافری در افتادم

ای طبع اثیر بر همی می‌زن

کز دل گره غم تو بگشادم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۱۷بی تو با یک دل، غم دل مانده‌ام
  2. شمارهٔ ۱۱۸هرغم که دهد عشق تو من خار ندارم
  3. شمارهٔ ۱۱۹یا رب این من، غریب کم‌خطرم
  4. شمارهٔ ۱۲۰از نو، رقمی بر دل درویش کشیدم
  5. شمارهٔ ۱۲۱کو محرمی که قصه‌ی تو در میان نهم
  6. شمارهٔ ۱۲۲بی‌شب زلف تو سیه‌روزم
  7. شمارهٔ ۱۲۳چون با غم تو قرار گیرم
  8. شمارهٔ ۱۲۴ره صد رهگذرت می‌دارم
همه‌ی غزلیات ←

اثیر اخسیکتی درباره‌ی اثیر اخسیکتی

اثیرالدین ابوالفضل محمد بن طاهر اخسیکتی معروف به اثیر اخسیکتی (زادهٔ سال نامعلوم در اخسیکت، درگذشته به سال ۶۰۹ هجری قمری در خلخال) از شاعران مشهور سدهٔ ششم هجری است. اثیر در شهر اخسیکت زاده شد که در قرن ششم یکی از شهرهای آباد ماوراءالنهر در منطقهٔ فرغانه در شمال رود سیحون بوده‌است. اثیر سخنوری را در همانجا آغاز کرد. ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.