پرش به محتوای اصلی
اثیر اخسیکتی اثیر اخسیکتی

غزلیات

شمارهٔ ۱۱۱

دوش با دوست محاکات به جان می‌کردم

نکته را راه به هنجار زیان می‌کردم

غیرت عشق چنان پرده همی‌داشت که من

نقش اسرار ز خود نیز نهان می‌کردم

چون جهان نزل جنان بود من از پیروزی

منزل همت از آن سوی جهان می‌کردم

نظر از هرچه فلک دید، زمین می‌خواندم

خرد از هرچه خبر داشت، عیان می‌کردم

تامرا بو، که هم از من بخرد یار به هیچ

سود و سرمایه بر آن بیع زیان می‌کردم

به حروفی که همی بست سر حلقه دُرج

خاتم غیب در انگشت بیان می‌کردم

او چو خورشید مرا کان گهر کردی و من

دامن او صدف گوهر کان می‌کردم

تا به آماج رسد تیر سحر یعنی آه

گاه تیر از قد خود گاه کمان می‌کردم

دم بدادند مرا دام طرازان حواس

زآنکه پرواز نه در اوج مکان می‌کردم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۱۳همه عارض تو بینم، چو نظر بر آب دارم
  2. شمارهٔ ۱۱۴مه را وجود گفتن با روی او نیارم
  3. شمارهٔ ۱۱۵از دل گره غم تو بگشادم
  4. شمارهٔ ۱۱۶دوش در عیش و عشرتی بودم
  5. شمارهٔ ۱۱۷بی تو با یک دل، غم دل مانده‌ام
  6. شمارهٔ ۱۱۸هرغم که دهد عشق تو من خار ندارم
  7. شمارهٔ ۱۱۹یا رب این من، غریب کم‌خطرم
  8. شمارهٔ ۱۲۰از نو، رقمی بر دل درویش کشیدم
همه‌ی غزلیات ←

اثیر اخسیکتی درباره‌ی اثیر اخسیکتی

اثیرالدین ابوالفضل محمد بن طاهر اخسیکتی معروف به اثیر اخسیکتی (زادهٔ سال نامعلوم در اخسیکت، درگذشته به سال ۶۰۹ هجری قمری در خلخال) از شاعران مشهور سدهٔ ششم هجری است. اثیر در شهر اخسیکت زاده شد که در قرن ششم یکی از شهرهای آباد ماوراءالنهر در منطقهٔ فرغانه در شمال رود سیحون بوده‌است. اثیر سخنوری را در همانجا آغاز کرد. ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.