پرش به محتوای اصلی
اثیر اخسیکتی اثیر اخسیکتی

غزلیات

شمارهٔ ۱۱۰

درد هجران تو را داغ جگر ساخته‌ام

گرد میدان تو را کحل بصر ساخته‌ام

نبود نام تو ای یار نه نزدیک و نه دور

تو زمن هیچ و من از تو همه بر ساخته‌ام

پرده‌ی کژ مده، ای هستی من بُرده‌ی تو

گرچه با زخمه سر کژّ تو در ساخته‌ام

خطی آمد ز تو در خون من و من چو قلم

پیش از آن خط قدم از تارک سر ساخته‌ام

طوق زر کردی رفتم مگر از راه جمال

دست در گرد میان تو کمر ساخته‌ام

سرو بالائی و سوسن‌بر و گل عارض و من

ز تو بستان تماشای نظر ساخته‌ام

ای بسا شب که تو در خلوت و من تا به سحر

از قد خفته خود حلقه در ساخته‌ام

حلقه حلقه‌ست در داج فلک آه اثیر

زان گل حلقه آئینه در ساخته‌ام

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۱۲دلبری دارم که جان می‌خواهد از من، چون کنم؟
  2. شمارهٔ ۱۱۳همه عارض تو بینم، چو نظر بر آب دارم
  3. شمارهٔ ۱۱۴مه را وجود گفتن با روی او نیارم
  4. شمارهٔ ۱۱۵از دل گره غم تو بگشادم
  5. شمارهٔ ۱۱۶دوش در عیش و عشرتی بودم
  6. شمارهٔ ۱۱۷بی تو با یک دل، غم دل مانده‌ام
  7. شمارهٔ ۱۱۸هرغم که دهد عشق تو من خار ندارم
  8. شمارهٔ ۱۱۹یا رب این من، غریب کم‌خطرم
همه‌ی غزلیات ←

اثیر اخسیکتی درباره‌ی اثیر اخسیکتی

اثیرالدین ابوالفضل محمد بن طاهر اخسیکتی معروف به اثیر اخسیکتی (زادهٔ سال نامعلوم در اخسیکت، درگذشته به سال ۶۰۹ هجری قمری در خلخال) از شاعران مشهور سدهٔ ششم هجری است. اثیر در شهر اخسیکت زاده شد که در قرن ششم یکی از شهرهای آباد ماوراءالنهر در منطقهٔ فرغانه در شمال رود سیحون بوده‌است. اثیر سخنوری را در همانجا آغاز کرد. ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.