پرش به محتوای اصلی
اثیر اخسیکتی اثیر اخسیکتی

غزلیات

شمارهٔ ۱۰۹

پیمان شکنا بر سر پیمانت نمی‌بینم

طغرای وفا بر سر فرمانت نمی‌بینم

از تو گله‌ها دارم در خون دل آغشته

تا عرضه کنم بر تو خندانت نمی‌بینم

از غایت حسن تو در غیرت چشم خود

پیدات نمی‌یابم پنهانت نمی‌بینم

گرچه ز تو می‌گویم در گفت نمی‌آیی

ورچه به توام زنده چون جانت نمی‌بینم

تا خود چه سواری تو کز غایت چالاکی

جز بر دل و بر دیده جولانت نمی‌بینم

در خوبی و چالاکی چون شعر اثیری تو

الا دل تنگ او میدانت نمی‌بینم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۱۱دوش با دوست محاکات به جان می‌کردم
  2. شمارهٔ ۱۱۲دلبری دارم که جان می‌خواهد از من، چون کنم؟
  3. شمارهٔ ۱۱۳همه عارض تو بینم، چو نظر بر آب دارم
  4. شمارهٔ ۱۱۴مه را وجود گفتن با روی او نیارم
  5. شمارهٔ ۱۱۵از دل گره غم تو بگشادم
  6. شمارهٔ ۱۱۶دوش در عیش و عشرتی بودم
  7. شمارهٔ ۱۱۷بی تو با یک دل، غم دل مانده‌ام
  8. شمارهٔ ۱۱۸هرغم که دهد عشق تو من خار ندارم
همه‌ی غزلیات ←

اثیر اخسیکتی درباره‌ی اثیر اخسیکتی

اثیرالدین ابوالفضل محمد بن طاهر اخسیکتی معروف به اثیر اخسیکتی (زادهٔ سال نامعلوم در اخسیکت، درگذشته به سال ۶۰۹ هجری قمری در خلخال) از شاعران مشهور سدهٔ ششم هجری است. اثیر در شهر اخسیکت زاده شد که در قرن ششم یکی از شهرهای آباد ماوراءالنهر در منطقهٔ فرغانه در شمال رود سیحون بوده‌است. اثیر سخنوری را در همانجا آغاز کرد. ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.