پرش به محتوای اصلی
اثیر اخسیکتی اثیر اخسیکتی

غزلیات

شمارهٔ ۱۰۷

باز در دست چرخ بد سازم

پایمال جهان طنازم

هجر، بر دوخت دیده‌ی طربم

عشق بدرید پرده‌ی رازم

نیست پای گریز، می‌باشم

نیست دست ستیز، می‌سازم

گر بر آرم به زار ناله دمی

چرخ شوری کند برآوازم

دهر پر فتنه انس می‌جویم

راه پر حادثه است، می‌تازم

بیم جان است سست می‌کوشم

دست خون است و ید همی‌بازم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۰۹پیمان شکنا بر سر پیمانت نمی‌بینم
  2. شمارهٔ ۱۱۰درد هجران تو را داغ جگر ساخته‌ام
  3. شمارهٔ ۱۱۱دوش با دوست محاکات به جان می‌کردم
  4. شمارهٔ ۱۱۲دلبری دارم که جان می‌خواهد از من، چون کنم؟
  5. شمارهٔ ۱۱۳همه عارض تو بینم، چو نظر بر آب دارم
  6. شمارهٔ ۱۱۴مه را وجود گفتن با روی او نیارم
  7. شمارهٔ ۱۱۵از دل گره غم تو بگشادم
  8. شمارهٔ ۱۱۶دوش در عیش و عشرتی بودم
همه‌ی غزلیات ←

اثیر اخسیکتی درباره‌ی اثیر اخسیکتی

اثیرالدین ابوالفضل محمد بن طاهر اخسیکتی معروف به اثیر اخسیکتی (زادهٔ سال نامعلوم در اخسیکت، درگذشته به سال ۶۰۹ هجری قمری در خلخال) از شاعران مشهور سدهٔ ششم هجری است. اثیر در شهر اخسیکت زاده شد که در قرن ششم یکی از شهرهای آباد ماوراءالنهر در منطقهٔ فرغانه در شمال رود سیحون بوده‌است. اثیر سخنوری را در همانجا آغاز کرد. ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.