پرش به محتوای اصلی
اثیر اخسیکتی اثیر اخسیکتی

غزلیات

شمارهٔ ۱۰۵

چو من عادت چنین دارم که غم را شادی انگارم

به بیماری چنان کآمد تو هم می‌دار تیمارم

به درد تازه هر ساعت مرا مشغول خود می‌کن

از این بیکار کم داری دمی بیکار مگذارم

به یک غم ابلهی باشد که از عشق تو بگریزم

چو یک غم بخشدم حالی غم دیگر طمع دارم

مرا گویی مراد خویشتن را می‌شناسی هی

شناسم، یار بد مهری و دانی عاشق زارم

ز رخسارت گلی بر من، گرامی‌تر ز صد جان است

چو این معنی همی‌دانی، مکن خوارم منه خارم

به مستی بوسه‌ای دوش از لبت بربوده‌ام اکنون

همین معنی به هشیاری همی‌خواهم نمی‌یارم

ز خطم پای‌بندی کن که چون زلف تو در تابم

ز لعلت شربتم فرما که چون جزع تو بیمارم

اثیر خویشتن می‌خوان مرا تا لاجرم در شعر

عراقین و خراسان می‌شود اقطاع بازارم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۰۷باز در دست چرخ بد سازم
  2. شمارهٔ ۱۰۸از همه عالم خریدار توام
  3. شمارهٔ ۱۰۹پیمان شکنا بر سر پیمانت نمی‌بینم
  4. شمارهٔ ۱۱۰درد هجران تو را داغ جگر ساخته‌ام
  5. شمارهٔ ۱۱۱دوش با دوست محاکات به جان می‌کردم
  6. شمارهٔ ۱۱۲دلبری دارم که جان می‌خواهد از من، چون کنم؟
  7. شمارهٔ ۱۱۳همه عارض تو بینم، چو نظر بر آب دارم
  8. شمارهٔ ۱۱۴مه را وجود گفتن با روی او نیارم
همه‌ی غزلیات ←

اثیر اخسیکتی درباره‌ی اثیر اخسیکتی

اثیرالدین ابوالفضل محمد بن طاهر اخسیکتی معروف به اثیر اخسیکتی (زادهٔ سال نامعلوم در اخسیکت، درگذشته به سال ۶۰۹ هجری قمری در خلخال) از شاعران مشهور سدهٔ ششم هجری است. اثیر در شهر اخسیکت زاده شد که در قرن ششم یکی از شهرهای آباد ماوراءالنهر در منطقهٔ فرغانه در شمال رود سیحون بوده‌است. اثیر سخنوری را در همانجا آغاز کرد. ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.