پرش به محتوای اصلی
اثیر اخسیکتی اثیر اخسیکتی

غزلیات

شمارهٔ ۱۰۴

چند خورم خون خود از دست دل

شستم از دوست بهفت آب و گل

زین شبش او داند و شمع ختن

زین قبل او داند و ماه چگل

بیدلی ار زانکه بدین چاشنی‌ست

باد دل از من به دو عالم بحل

روز اگر می‌برود گو برو

نیست غم او همه بر من سجل

فارغم از دل من و طبعی چو آب

ساخته با مدح شه صف گسل

گر همه سنگ است چو مومش کند

آتش سودای بتی سنگدل

خسرو خسرووَش خسرو‌نسب

مظفرالدولت والدین قِزل

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۰۶می‌بین که تا چه غایت از تو به درد و تابم
  2. شمارهٔ ۱۰۷باز در دست چرخ بد سازم
  3. شمارهٔ ۱۰۸از همه عالم خریدار توام
  4. شمارهٔ ۱۰۹پیمان شکنا بر سر پیمانت نمی‌بینم
  5. شمارهٔ ۱۱۰درد هجران تو را داغ جگر ساخته‌ام
  6. شمارهٔ ۱۱۱دوش با دوست محاکات به جان می‌کردم
  7. شمارهٔ ۱۱۲دلبری دارم که جان می‌خواهد از من، چون کنم؟
  8. شمارهٔ ۱۱۳همه عارض تو بینم، چو نظر بر آب دارم
همه‌ی غزلیات ←

اثیر اخسیکتی درباره‌ی اثیر اخسیکتی

اثیرالدین ابوالفضل محمد بن طاهر اخسیکتی معروف به اثیر اخسیکتی (زادهٔ سال نامعلوم در اخسیکت، درگذشته به سال ۶۰۹ هجری قمری در خلخال) از شاعران مشهور سدهٔ ششم هجری است. اثیر در شهر اخسیکت زاده شد که در قرن ششم یکی از شهرهای آباد ماوراءالنهر در منطقهٔ فرغانه در شمال رود سیحون بوده‌است. اثیر سخنوری را در همانجا آغاز کرد. ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.