پرش به محتوای اصلی
اثیر اخسیکتی اثیر اخسیکتی

غزلیات

شمارهٔ ۱۰۲

مهمان تو آمد دل در باغ رضا خوان‌ کش

وین مرغ سخندان را در پای سلیمان کش

در شبروی جانت جاسوس سکندر شو

شبدیز فلک‌خور را در چشمه‌ی حیوان کش

نقل دل مشتاقان از میوه‌ی مریم کن

دخل ره سرمستان بر زاده‌ی عمران کش

زان معرکه و مجلس چون لاف زدی باری

هم تیغ چو گردان زن هم جام چو مردان کش

ناهید مشعبد را در حقه نسیان کن

بهرام معبد را در حربه خذلان کش

یک ساغر محمودی در پای ایاز افکن

دستش به بغل برنه، مستش به شبستان کش

زینی که نهد همت بر گرده‌ی گردون نه

وان کره‌ی مه را در، آن چنبر جولان کش

چون آخته شد تیغت بر گردن گردون زن

چوق تافته شد میلت در دیده‌ی دوران کش

بالای ممالک را در مهمه دل گم کن

بالای خلافت را در درگه سلطان کش

خواهی که در آن حضرت شاه از تو سری سازد

این سر که کنون داری پیش سگ دربان کش

نقل زحلی چون گل در کار دو پروین نه

نام گهری چون دل در عقد دو مرجان کش

هم یونس غمگین را از حوت به ساحل بر

هم یوسف خود بین را از بخت به زندان کش

سر را به چنان میدان بازیچه‌ی چوگان کن

وانگه رقم مردی برگوی گریبان کش

از باغ اثیر آنجا یک بر به شکوهی ده

وز چشمه‌ی بی‌چشمان یک قطره به عمان کش

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۰۴چند خورم خون خود از دست دل
  2. شمارهٔ ۱۰۵چو من عادت چنین دارم که غم را شادی انگارم
  3. شمارهٔ ۱۰۶می‌بین که تا چه غایت از تو به درد و تابم
  4. شمارهٔ ۱۰۷باز در دست چرخ بد سازم
  5. شمارهٔ ۱۰۸از همه عالم خریدار توام
  6. شمارهٔ ۱۰۹پیمان شکنا بر سر پیمانت نمی‌بینم
  7. شمارهٔ ۱۱۰درد هجران تو را داغ جگر ساخته‌ام
  8. شمارهٔ ۱۱۱دوش با دوست محاکات به جان می‌کردم
همه‌ی غزلیات ←

اثیر اخسیکتی درباره‌ی اثیر اخسیکتی

اثیرالدین ابوالفضل محمد بن طاهر اخسیکتی معروف به اثیر اخسیکتی (زادهٔ سال نامعلوم در اخسیکت، درگذشته به سال ۶۰۹ هجری قمری در خلخال) از شاعران مشهور سدهٔ ششم هجری است. اثیر در شهر اخسیکت زاده شد که در قرن ششم یکی از شهرهای آباد ماوراءالنهر در منطقهٔ فرغانه در شمال رود سیحون بوده‌است. اثیر سخنوری را در همانجا آغاز کرد. ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.