پرش به محتوای اصلی
اثیر اخسیکتی اثیر اخسیکتی

غزلیات

شمارهٔ ۱۰۱

ای عشق یکزمان زدل من نفورباش

ای دل چو عاشقی به بلاها صبور باش

عشق آتشی است کاب دودیده شراراوست

دادمت پند و گفتمت زین کاردور باش

دیوانه وار بسته زنجیر زلف باش

پروانه وار سوخته نارو نور باش

گاهی بسان آتش سوزان زبانه زن

گاهی میان آتش سوزان بخور باش

ای عاشقی که موی شکافی بکار عشق

ز آهن شکاف غمزه خوبان، حذور باش

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۰۳در فراقت طاقت من گشت طاق
  2. شمارهٔ ۱۰۴چند خورم خون خود از دست دل
  3. شمارهٔ ۱۰۵چو من عادت چنین دارم که غم را شادی انگارم
  4. شمارهٔ ۱۰۶می‌بین که تا چه غایت از تو به درد و تابم
  5. شمارهٔ ۱۰۷باز در دست چرخ بد سازم
  6. شمارهٔ ۱۰۸از همه عالم خریدار توام
  7. شمارهٔ ۱۰۹پیمان شکنا بر سر پیمانت نمی‌بینم
  8. شمارهٔ ۱۱۰درد هجران تو را داغ جگر ساخته‌ام
همه‌ی غزلیات ←

اثیر اخسیکتی درباره‌ی اثیر اخسیکتی

اثیرالدین ابوالفضل محمد بن طاهر اخسیکتی معروف به اثیر اخسیکتی (زادهٔ سال نامعلوم در اخسیکت، درگذشته به سال ۶۰۹ هجری قمری در خلخال) از شاعران مشهور سدهٔ ششم هجری است. اثیر در شهر اخسیکت زاده شد که در قرن ششم یکی از شهرهای آباد ماوراءالنهر در منطقهٔ فرغانه در شمال رود سیحون بوده‌است. اثیر سخنوری را در همانجا آغاز کرد. ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.