پرش به محتوای اصلی
اثیر اخسیکتی اثیر اخسیکتی

غزلیات

شمارهٔ ۱۰۰

در خون دل نشاندم روی ازفراق رویش

قدی چو سرو گردم موی از فراق رویش

جوئی است ز آب خضرش، در چشمه لب من

بر شیب رخ براندم، جوی از فراق رویش

تا آب صبح صادق، رویش بگشت برشب

بر خاک تیره دادم، خوی از فراق رویش

در لاله می، نه بینم رنگ از وصال رنگش

وز گل نمی پذیرم بوی از فراق رویش

بی گوی غبغب او چوگان قد اثیر است

چوگان هربلا را، گوی ازفراق رویش

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۰۲مهمان تو آمد دل در باغ رضا خوان‌ کش
  2. شمارهٔ ۱۰۳در فراقت طاقت من گشت طاق
  3. شمارهٔ ۱۰۴چند خورم خون خود از دست دل
  4. شمارهٔ ۱۰۵چو من عادت چنین دارم که غم را شادی انگارم
  5. شمارهٔ ۱۰۶می‌بین که تا چه غایت از تو به درد و تابم
  6. شمارهٔ ۱۰۷باز در دست چرخ بد سازم
  7. شمارهٔ ۱۰۸از همه عالم خریدار توام
  8. شمارهٔ ۱۰۹پیمان شکنا بر سر پیمانت نمی‌بینم
همه‌ی غزلیات ←

اثیر اخسیکتی درباره‌ی اثیر اخسیکتی

اثیرالدین ابوالفضل محمد بن طاهر اخسیکتی معروف به اثیر اخسیکتی (زادهٔ سال نامعلوم در اخسیکت، درگذشته به سال ۶۰۹ هجری قمری در خلخال) از شاعران مشهور سدهٔ ششم هجری است. اثیر در شهر اخسیکت زاده شد که در قرن ششم یکی از شهرهای آباد ماوراءالنهر در منطقهٔ فرغانه در شمال رود سیحون بوده‌است. اثیر سخنوری را در همانجا آغاز کرد. ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.