پرش به محتوای اصلی
اثیر اخسیکتی اثیر اخسیکتی

غزلیات

شمارهٔ ۹۶

ای ز تو بر هر دماغی صد هوس

وز وصالت خود نشان نادیده کس

چیست جز غم با دل من همنشین

کیست جز درد تو با جان هم‌نفس

تیز بازاری و چون تو شکّری

در مه دی هم نمانده بی مگس

تا غمت شحنه‌ست در شهر وجود

فتنه بر تخت‌ است و عدل اندر جرس

یک لقب برناید از دیوان تو

هیچکس را در جهان جز هیچکس

تحفه‌ای می‌خواست عشقت گفتمش

نیست حالی جز به جانم دسترس

خنده‌ای زد گفت مرغی چون اثیر

غبن باشد که بپرّد از قفس

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۹۸گر ز کوی عاشقانی، تا عدم هم‌خانه باش
  2. شمارهٔ ۹۹تو چه گوئی ار بپرسم ز لب شکرفشانش
  3. شمارهٔ ۱۰۰در خون دل نشاندم روی ازفراق رویش
  4. شمارهٔ ۱۰۱ای عشق یکزمان زدل من نفورباش
  5. شمارهٔ ۱۰۲مهمان تو آمد دل در باغ رضا خوان‌ کش
  6. شمارهٔ ۱۰۳در فراقت طاقت من گشت طاق
  7. شمارهٔ ۱۰۴چند خورم خون خود از دست دل
  8. شمارهٔ ۱۰۵چو من عادت چنین دارم که غم را شادی انگارم
همه‌ی غزلیات ←

اثیر اخسیکتی درباره‌ی اثیر اخسیکتی

اثیرالدین ابوالفضل محمد بن طاهر اخسیکتی معروف به اثیر اخسیکتی (زادهٔ سال نامعلوم در اخسیکت، درگذشته به سال ۶۰۹ هجری قمری در خلخال) از شاعران مشهور سدهٔ ششم هجری است. اثیر در شهر اخسیکت زاده شد که در قرن ششم یکی از شهرهای آباد ماوراءالنهر در منطقهٔ فرغانه در شمال رود سیحون بوده‌است. اثیر سخنوری را در همانجا آغاز کرد. ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.