پرش به محتوای اصلی
اثیر اخسیکتی اثیر اخسیکتی

غزلیات

شمارهٔ ۹۰

مرا بر این نسزاید که از تو باشم دور

مکن مکن که نه‌ای در هلاک من معذور

چه کرده‌ام که چنین رفته‌ای ز من در خط

چه کرده‌ام که چنین کرده‌ای مرا مهجور

امید من مگسل ز آن دو لاله‌ی سیراب

خمار من مشکن زان دو نرگسِ مخمور

در آرزوی تو جانم به لب رسید کنون

دگر چه ماند نگوئی تو بر تن رنجور

امید روزِ بهی چون بود مرا در عشق

نه وصل یار مساعد نه من به هجر صبور

در آرزوی تو دردی که در دل است مقیم

دوای آن نبود جز که دیدن دستور

فلک به چشم تغیر نگاه کرد به من

بدان نظر که بود لعن در حق مسطور

غم چو طوق گلوگیر شد عجب مشمر

اگر به طاق در افکنده‌ام حدیث سرور

فلک ز سخت گمانی که هست بر همه کس

همی به تیر نشاید زدن دل مسرور

سبب کمال من آمد قصور حال مرا

بلی عجب نبود زان سوی کمال قصور

منم زیان زده‌ی شرمسار خشم‌آلود

بدست چرخ مقامر چو مردم مقهور

دلم بری و نپرسی زهی ز من فارغ

جفا کنی و نترسی زهی به خود مغرور

چو آتشم چه به طباخی مزاج سخن

ضمیر من ننهد آفتاب را مجرور

مرا چه طرفه بیانی است همچو جان شیرین

ولی حلاوت آن کرده عالمی پر شور

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۹۲آن زلف مشوش بین در عنبر و بان منگر
  2. شمارهٔ ۹۳دلا فتراک آن جان و جهان گیر
  3. شمارهٔ ۹۴یک نظر در صورت آن روح روحانی نگر
  4. شمارهٔ ۹۵دلبری دارم که یارب زینهار
  5. شمارهٔ ۹۶ای ز تو بر هر دماغی صد هوس
  6. شمارهٔ ۹۷مسلمانان فغان از دست چشم کافر مستش
  7. شمارهٔ ۹۸گر ز کوی عاشقانی، تا عدم هم‌خانه باش
  8. شمارهٔ ۹۹تو چه گوئی ار بپرسم ز لب شکرفشانش
همه‌ی غزلیات ←

اثیر اخسیکتی درباره‌ی اثیر اخسیکتی

اثیرالدین ابوالفضل محمد بن طاهر اخسیکتی معروف به اثیر اخسیکتی (زادهٔ سال نامعلوم در اخسیکت، درگذشته به سال ۶۰۹ هجری قمری در خلخال) از شاعران مشهور سدهٔ ششم هجری است. اثیر در شهر اخسیکت زاده شد که در قرن ششم یکی از شهرهای آباد ماوراءالنهر در منطقهٔ فرغانه در شمال رود سیحون بوده‌است. اثیر سخنوری را در همانجا آغاز کرد. ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.