پرش به محتوای اصلی
اثیر اخسیکتی اثیر اخسیکتی

غزلیات

شمارهٔ ۹۱

تا تولای تو کردم شدم از خود بیزار

با جفای تو خوشم گر تو نگیری آزار

من بگریم تو بخندی چه کنم خوش باشم

تو و آن خنده‌ی شیرین من و این گریه زار

چون گل و خار ز بستان تو آمد نه رواست

گل چو جان داشتن و خار رهاکردن خوار

منبر اول تو نهی، دار به آخر تو زنی

من چو مشغول توام فارغم از منبر و دار

گر تو فریاد رسی دست نیارد بیداد

ور تو زنهار خوری سود ندارد زنهار

عشق گوید برو اینک کفن و اینک تیغ

درد گوید برو اینک سرو اینک دیوار

او عدو پرورد و دوست کند برکت چست

دام اندیشه برافکن سر اقرار برآر

یا، ره دشمنی خود به ملامت برگیر

یا حق دوستی من به تمامت بگذار

یا به اسلام درآ، خرقه‌ی اسلام بپوش

یا به کبری شو و در بند به پیکر زنار

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۹۳دلا فتراک آن جان و جهان گیر
  2. شمارهٔ ۹۴یک نظر در صورت آن روح روحانی نگر
  3. شمارهٔ ۹۵دلبری دارم که یارب زینهار
  4. شمارهٔ ۹۶ای ز تو بر هر دماغی صد هوس
  5. شمارهٔ ۹۷مسلمانان فغان از دست چشم کافر مستش
  6. شمارهٔ ۹۸گر ز کوی عاشقانی، تا عدم هم‌خانه باش
  7. شمارهٔ ۹۹تو چه گوئی ار بپرسم ز لب شکرفشانش
  8. شمارهٔ ۱۰۰در خون دل نشاندم روی ازفراق رویش
همه‌ی غزلیات ←

اثیر اخسیکتی درباره‌ی اثیر اخسیکتی

اثیرالدین ابوالفضل محمد بن طاهر اخسیکتی معروف به اثیر اخسیکتی (زادهٔ سال نامعلوم در اخسیکت، درگذشته به سال ۶۰۹ هجری قمری در خلخال) از شاعران مشهور سدهٔ ششم هجری است. اثیر در شهر اخسیکت زاده شد که در قرن ششم یکی از شهرهای آباد ماوراءالنهر در منطقهٔ فرغانه در شمال رود سیحون بوده‌است. اثیر سخنوری را در همانجا آغاز کرد. ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.