پرش به محتوای اصلی
اثیر اخسیکتی اثیر اخسیکتی

غزلیات

شمارهٔ ۸۸

امید وصل غم روز هجر چون شب شمع

ز سوز سینه لبم خشک و دیده تر دارد

امید وصل ز دل پرس و درد هجر ز جان

که هر کسی ز غم خویشتن خبر دارد

به ذوق جان سخن تلخ تو خوش است ز قند

از آنکه بر لب شیرین او گذر دارد

اگرچه بس خوش و شیرین بود شکر لیکن

حلاوت لب تو لذت دگر دارد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۹۰مرا بر این نسزاید که از تو باشم دور
  2. شمارهٔ ۹۱تا تولای تو کردم شدم از خود بیزار
  3. شمارهٔ ۹۲آن زلف مشوش بین در عنبر و بان منگر
  4. شمارهٔ ۹۳دلا فتراک آن جان و جهان گیر
  5. شمارهٔ ۹۴یک نظر در صورت آن روح روحانی نگر
  6. شمارهٔ ۹۵دلبری دارم که یارب زینهار
  7. شمارهٔ ۹۶ای ز تو بر هر دماغی صد هوس
  8. شمارهٔ ۹۷مسلمانان فغان از دست چشم کافر مستش
همه‌ی غزلیات ←

اثیر اخسیکتی درباره‌ی اثیر اخسیکتی

اثیرالدین ابوالفضل محمد بن طاهر اخسیکتی معروف به اثیر اخسیکتی (زادهٔ سال نامعلوم در اخسیکت، درگذشته به سال ۶۰۹ هجری قمری در خلخال) از شاعران مشهور سدهٔ ششم هجری است. اثیر در شهر اخسیکت زاده شد که در قرن ششم یکی از شهرهای آباد ماوراءالنهر در منطقهٔ فرغانه در شمال رود سیحون بوده‌است. اثیر سخنوری را در همانجا آغاز کرد. ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.