پرش به محتوای اصلی
اثیر اخسیکتی اثیر اخسیکتی

غزلیات

شمارهٔ ۸۳

تو را اگر تو، توئی عالمی شکار بود

به عهد تو علم فتنه آشکار بود

تو یک کنار و دو بوسه ز دل برون کن و بس

خرد به قاعده خود در میان کار بود

به نیم جرعه دلم را خراب کرد غمت

خوش است گرچه سرم در سر خمار بود

نبود سیم و بشد روزگار بر دین سست

که کار خوب به سیم و به روزگار بود

جهان بگیرد حسن تو هیچ می‌دانی

سپاه عقل به یک بار تار و مار بود

براق حسن تو هرجا که دید میدان ساخت

چو یک وفاش در این شغل دستیار بود

بر آن بساط که لعل تو گوهر افشانَد

که را رواستی روح پرنثار بود؟

تو چون به کاری و از بهر بی‌نظیری تو

مرا نشاید کم کار چون به کار بود

ندیم عشق تو را با دلم چه حاجت‌هاست

گَه‌اش به غم بکشد گاه غمگسار بود

ز شحنه‌ی ستم تو اثیر جان نبرد

مگر که در کنف عدل شهریار بود

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۸۵با که گویم راز چون همدم نماند
  2. شمارهٔ ۸۶پسته خندان تو شکر فشاند
  3. شمارهٔ ۸۷مشتری غاشیه‌ی مهر تو بر دوش کشد
  4. شمارهٔ ۸۸امید وصل غم روز هجر چون شب شمع
  5. شمارهٔ ۸۹جور تو گر عنان بجنباند
  6. شمارهٔ ۹۰مرا بر این نسزاید که از تو باشم دور
  7. شمارهٔ ۹۱تا تولای تو کردم شدم از خود بیزار
  8. شمارهٔ ۹۲آن زلف مشوش بین در عنبر و بان منگر
همه‌ی غزلیات ←

اثیر اخسیکتی درباره‌ی اثیر اخسیکتی

اثیرالدین ابوالفضل محمد بن طاهر اخسیکتی معروف به اثیر اخسیکتی (زادهٔ سال نامعلوم در اخسیکت، درگذشته به سال ۶۰۹ هجری قمری در خلخال) از شاعران مشهور سدهٔ ششم هجری است. اثیر در شهر اخسیکت زاده شد که در قرن ششم یکی از شهرهای آباد ماوراءالنهر در منطقهٔ فرغانه در شمال رود سیحون بوده‌است. اثیر سخنوری را در همانجا آغاز کرد. ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.