پرش به محتوای اصلی
اثیر اخسیکتی اثیر اخسیکتی

غزلیات

شمارهٔ ۸۲

با آنکه به هشیاری همتات نمی‌افتد

از نخوت و جباری بامات نمی‌افتد

آیی و رقیبانت آیند ز پیش و پس

آخر شبی این بازی تنهات نمی‌افتد

بر سر بنهی دستی تا جان من مسکین

چون زلف سرافکنده در پات نمی‌افتد

شب تیره دمی روشن من خالی و تو فارغ

هان می فتدت در سر این تات نمی‌افتد

ممکن که به دلداری باشد چو تو در عالم

باری به ستمکاری همتات نمی‌افتد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۸۴پایه‌ی حسن تو آفتاب ندارد
  2. شمارهٔ ۸۵با که گویم راز چون همدم نماند
  3. شمارهٔ ۸۶پسته خندان تو شکر فشاند
  4. شمارهٔ ۸۷مشتری غاشیه‌ی مهر تو بر دوش کشد
  5. شمارهٔ ۸۸امید وصل غم روز هجر چون شب شمع
  6. شمارهٔ ۸۹جور تو گر عنان بجنباند
  7. شمارهٔ ۹۰مرا بر این نسزاید که از تو باشم دور
  8. شمارهٔ ۹۱تا تولای تو کردم شدم از خود بیزار
همه‌ی غزلیات ←

اثیر اخسیکتی درباره‌ی اثیر اخسیکتی

اثیرالدین ابوالفضل محمد بن طاهر اخسیکتی معروف به اثیر اخسیکتی (زادهٔ سال نامعلوم در اخسیکت، درگذشته به سال ۶۰۹ هجری قمری در خلخال) از شاعران مشهور سدهٔ ششم هجری است. اثیر در شهر اخسیکت زاده شد که در قرن ششم یکی از شهرهای آباد ماوراءالنهر در منطقهٔ فرغانه در شمال رود سیحون بوده‌است. اثیر سخنوری را در همانجا آغاز کرد. ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.