پرش به محتوای اصلی
اثیر اخسیکتی اثیر اخسیکتی

غزلیات

شمارهٔ ۸۱

باز دل در عشق رایی می‌زند

سنگ بر قفل بلایی می‌زند

از ملامت پشت دستی می‌خورد

بر سلامت پشت پایی می‌زند

تار اشکم بسته بر قد چو چنگ

خارج پرده نوایی می‌زند

زیر من زار است ترسم بگسلد

زانکه او بر نیم‌نایی می‌زند

عذر دارد گر ز من بیگانه شد

راه مهر آشنایی می‌زند

دست حکم او قوی کن تا به قهر

طبع سرکش را قفایی می‌زند

مطربی جستی درین نه طاق و بس

گرچه گه گه هوی و هایی می‌زند

بر سر افتاد از جهان نقد اثیر

هم چنان در کان روایی می‌زند

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۸۳تو را اگر تو، توئی عالمی شکار بود
  2. شمارهٔ ۸۴پایه‌ی حسن تو آفتاب ندارد
  3. شمارهٔ ۸۵با که گویم راز چون همدم نماند
  4. شمارهٔ ۸۶پسته خندان تو شکر فشاند
  5. شمارهٔ ۸۷مشتری غاشیه‌ی مهر تو بر دوش کشد
  6. شمارهٔ ۸۸امید وصل غم روز هجر چون شب شمع
  7. شمارهٔ ۸۹جور تو گر عنان بجنباند
  8. شمارهٔ ۹۰مرا بر این نسزاید که از تو باشم دور
همه‌ی غزلیات ←

اثیر اخسیکتی درباره‌ی اثیر اخسیکتی

اثیرالدین ابوالفضل محمد بن طاهر اخسیکتی معروف به اثیر اخسیکتی (زادهٔ سال نامعلوم در اخسیکت، درگذشته به سال ۶۰۹ هجری قمری در خلخال) از شاعران مشهور سدهٔ ششم هجری است. اثیر در شهر اخسیکت زاده شد که در قرن ششم یکی از شهرهای آباد ماوراءالنهر در منطقهٔ فرغانه در شمال رود سیحون بوده‌است. اثیر سخنوری را در همانجا آغاز کرد. ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.