پرش به محتوای اصلی
اثیر اخسیکتی اثیر اخسیکتی

غزلیات

شمارهٔ ۷۸

دل بر امید وصل تو جان را همی‌زند

مردانه‌وار سود و زیان را همی‌زند

با هجر تو حریف سه یک نقش‌ ... خوش

وان پاکباز هر دو جهان را همی‌زند

مائیم و نیم جانی در پای صد بلا

این بار دست پر زده آن را همی‌زند

الحق به سخت‌کوشی سستی نمی‌کند

دل می‌توان شناخت که جان را همی‌زند

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۸۰جهان، جان فشاند چو روی تو بیند
  2. شمارهٔ ۸۱باز دل در عشق رایی می‌زند
  3. شمارهٔ ۸۲با آنکه به هشیاری همتات نمی‌افتد
  4. شمارهٔ ۸۳تو را اگر تو، توئی عالمی شکار بود
  5. شمارهٔ ۸۴پایه‌ی حسن تو آفتاب ندارد
  6. شمارهٔ ۸۵با که گویم راز چون همدم نماند
  7. شمارهٔ ۸۶پسته خندان تو شکر فشاند
  8. شمارهٔ ۸۷مشتری غاشیه‌ی مهر تو بر دوش کشد
همه‌ی غزلیات ←

اثیر اخسیکتی درباره‌ی اثیر اخسیکتی

اثیرالدین ابوالفضل محمد بن طاهر اخسیکتی معروف به اثیر اخسیکتی (زادهٔ سال نامعلوم در اخسیکت، درگذشته به سال ۶۰۹ هجری قمری در خلخال) از شاعران مشهور سدهٔ ششم هجری است. اثیر در شهر اخسیکت زاده شد که در قرن ششم یکی از شهرهای آباد ماوراءالنهر در منطقهٔ فرغانه در شمال رود سیحون بوده‌است. اثیر سخنوری را در همانجا آغاز کرد. ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.