پرش به محتوای اصلی
اثیر اخسیکتی اثیر اخسیکتی

غزلیات

شمارهٔ ۷۷

آتش عشق تو چون زبانه برآرد

دود ز دل، از سر زمانه برآرد

حلقه‌ی زلفت ز هر دری که درآید

دست سیه زود گرد خانه برآرد

پای درآید به سنگ بازی جان را

دست جمالت چو تازیانه برآرد

تا دهنت حلقه‌ای ز لطف گشاید

بلعجب که چرخ صد بهانه برآرد

فتنه بر آن در فرو شود که رخ تو

دست گشایش به آستانه برآرد

چنگل باز است عشق، ار چه ز اول

شهپر طاووس از آشیانه برآرد

هر نفسی صد‌هزار مرغ هوس را

خال و خطت گرد دام و دانه برآرد

عشق تو شعر اثیر را بنهم چرخ

چون نظر صاحب یگانه برآرد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷۹دردی‌ست دردِ یار که درمان نمی‌برد
  2. شمارهٔ ۸۰جهان، جان فشاند چو روی تو بیند
  3. شمارهٔ ۸۱باز دل در عشق رایی می‌زند
  4. شمارهٔ ۸۲با آنکه به هشیاری همتات نمی‌افتد
  5. شمارهٔ ۸۳تو را اگر تو، توئی عالمی شکار بود
  6. شمارهٔ ۸۴پایه‌ی حسن تو آفتاب ندارد
  7. شمارهٔ ۸۵با که گویم راز چون همدم نماند
  8. شمارهٔ ۸۶پسته خندان تو شکر فشاند
همه‌ی غزلیات ←

اثیر اخسیکتی درباره‌ی اثیر اخسیکتی

اثیرالدین ابوالفضل محمد بن طاهر اخسیکتی معروف به اثیر اخسیکتی (زادهٔ سال نامعلوم در اخسیکت، درگذشته به سال ۶۰۹ هجری قمری در خلخال) از شاعران مشهور سدهٔ ششم هجری است. اثیر در شهر اخسیکت زاده شد که در قرن ششم یکی از شهرهای آباد ماوراءالنهر در منطقهٔ فرغانه در شمال رود سیحون بوده‌است. اثیر سخنوری را در همانجا آغاز کرد. ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.