پرش به محتوای اصلی
اثیر اخسیکتی اثیر اخسیکتی

غزلیات

شمارهٔ ۷۶

یار ستم‌پیشه باز، دست جفا می‌برد

و ز همه یاران سخن، دست به ما می‌برد

رنگ جفا، راست کرد طره‌ی او تا جهان

وای دماغی کزو بوی وفا می‌برد

گفت که سر کم ندید از درِ ما عاشقان

نیک بدان که‌ این سخن سر به کجا می‌برد

نایب زلفین اوست، شحنه‌ی مژگان او

هرکه در این روزگار نام جفا می‌برد

راه فرو بسته‌ام، بر گذر راه از آنک

قصه‌ی بیداد او سوی سما می‌برد

چند تظلم کنی ای دل رعنا که هست

هرچه اثیرت کنون درد و عنا می‌برد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷۸دل بر امید وصل تو جان را همی‌زند
  2. شمارهٔ ۷۹دردی‌ست دردِ یار که درمان نمی‌برد
  3. شمارهٔ ۸۰جهان، جان فشاند چو روی تو بیند
  4. شمارهٔ ۸۱باز دل در عشق رایی می‌زند
  5. شمارهٔ ۸۲با آنکه به هشیاری همتات نمی‌افتد
  6. شمارهٔ ۸۳تو را اگر تو، توئی عالمی شکار بود
  7. شمارهٔ ۸۴پایه‌ی حسن تو آفتاب ندارد
  8. شمارهٔ ۸۵با که گویم راز چون همدم نماند
همه‌ی غزلیات ←

اثیر اخسیکتی درباره‌ی اثیر اخسیکتی

اثیرالدین ابوالفضل محمد بن طاهر اخسیکتی معروف به اثیر اخسیکتی (زادهٔ سال نامعلوم در اخسیکت، درگذشته به سال ۶۰۹ هجری قمری در خلخال) از شاعران مشهور سدهٔ ششم هجری است. اثیر در شهر اخسیکت زاده شد که در قرن ششم یکی از شهرهای آباد ماوراءالنهر در منطقهٔ فرغانه در شمال رود سیحون بوده‌است. اثیر سخنوری را در همانجا آغاز کرد. ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.