پرش به محتوای اصلی
اثیر اخسیکتی اثیر اخسیکتی

غزلیات

شمارهٔ ۷۴

تهمت اشکم چو پیدا می‌شود

عشق رخ پوشیده رسوا می‌شود

زودش اندر خاک پنهان می‌کند

آن نشان بر هرکه پیدا می‌شود

هر شب از بس دُر که بارد چشم من

دامن آفاق دریا می‌شود

گه گهی صبرم بدادی یاوری

آه که‌ اکنون رشته یکتا می‌شود

دوست‌دار زلف او گشتم چنان

موی بر تن دشمن ما می‌شود

عشق ما در پرده کی ماند نهان؟

تا کجا او شد، دل آنجا می‌شود

یار می‌گوید ندیدم خوی تو

بی‌جهان از موج دریا می‌شود

گو تو کار خویش کن اینک اثیر

این ز ما از کیسه ما می‌شود

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷۶یار ستم‌پیشه باز، دست جفا می‌برد
  2. شمارهٔ ۷۷آتش عشق تو چون زبانه برآرد
  3. شمارهٔ ۷۸دل بر امید وصل تو جان را همی‌زند
  4. شمارهٔ ۷۹دردی‌ست دردِ یار که درمان نمی‌برد
  5. شمارهٔ ۸۰جهان، جان فشاند چو روی تو بیند
  6. شمارهٔ ۸۱باز دل در عشق رایی می‌زند
  7. شمارهٔ ۸۲با آنکه به هشیاری همتات نمی‌افتد
  8. شمارهٔ ۸۳تو را اگر تو، توئی عالمی شکار بود
همه‌ی غزلیات ←

اثیر اخسیکتی درباره‌ی اثیر اخسیکتی

اثیرالدین ابوالفضل محمد بن طاهر اخسیکتی معروف به اثیر اخسیکتی (زادهٔ سال نامعلوم در اخسیکت، درگذشته به سال ۶۰۹ هجری قمری در خلخال) از شاعران مشهور سدهٔ ششم هجری است. اثیر در شهر اخسیکت زاده شد که در قرن ششم یکی از شهرهای آباد ماوراءالنهر در منطقهٔ فرغانه در شمال رود سیحون بوده‌است. اثیر سخنوری را در همانجا آغاز کرد. ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.