پرش به محتوای اصلی
اثیر اخسیکتی اثیر اخسیکتی

غزلیات

شمارهٔ ۶۶

تن بی‌غم تو جان نمی‌خواهد

جان بی‌رخ تو جهان نمی‌خواهد

کو، کور دلی که بر دل از عشقت

مانند سگ استخوان نمی‌خواهد

گفتم بکن اینقدر، که جان از تو

جز یک دو نفس امان نمی‌خواهد

با دیده چگونه‌ای که جز نقشی

از کیسه‌ی تو زیان نمی‌خواهد

گفتم بکنم چنین، چه می‌خواهی

همچین چو دلت چنان نمی‌خواهد

جان می‌دهدت به یک نظر چندین

بندیش که رایگان نمی‌خواهد

سهل است اثیر چون مراعاتی

از تو به سر زبان نمی‌خواهد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۸که را هجرت به پرسش کمتر آید؟
  2. شمارهٔ ۶۹دست اَر همه بتان به جمال و وفا برند
  3. شمارهٔ ۷۰وصل شک نیست که در می‌باید
  4. شمارهٔ ۷۱بهار امسال خوشتر می‌نماید
  5. شمارهٔ ۷۲هر آنکس را که دلداری چو آن سرو سهی باشد
  6. شمارهٔ ۷۳یک‌ دمت خود غم دلم دارد
  7. شمارهٔ ۷۴تهمت اشکم چو پیدا می‌شود
  8. شمارهٔ ۷۵مرغی یگانه بودم یاری به دستم آمد
همه‌ی غزلیات ←

اثیر اخسیکتی درباره‌ی اثیر اخسیکتی

اثیرالدین ابوالفضل محمد بن طاهر اخسیکتی معروف به اثیر اخسیکتی (زادهٔ سال نامعلوم در اخسیکت، درگذشته به سال ۶۰۹ هجری قمری در خلخال) از شاعران مشهور سدهٔ ششم هجری است. اثیر در شهر اخسیکت زاده شد که در قرن ششم یکی از شهرهای آباد ماوراءالنهر در منطقهٔ فرغانه در شمال رود سیحون بوده‌است. اثیر سخنوری را در همانجا آغاز کرد. ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.