پرش به محتوای اصلی
اثیر اخسیکتی اثیر اخسیکتی

غزلیات

شمارهٔ ۷۰

وصل شک نیست که در می‌باید

وز میان هجر بدر می‌باید

نظر ناگذرانست به دوست

لیک از بخت نظر می‌باید

خدمتی جان برِ او بردم گفت

به از این نقد دگر می‌باید

اگر از وصل سخن میگویی

سخن اینست که زر می‌باید

دل مرا بر سر این گفت مترس

پایمزدت منم ار می‌باید

بس به رونق سر و کاری‌ست اثیر

طنز ناساز تو در می‌باید

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷۲هر آنکس را که دلداری چو آن سرو سهی باشد
  2. شمارهٔ ۷۳یک‌ دمت خود غم دلم دارد
  3. شمارهٔ ۷۴تهمت اشکم چو پیدا می‌شود
  4. شمارهٔ ۷۵مرغی یگانه بودم یاری به دستم آمد
  5. شمارهٔ ۷۶یار ستم‌پیشه باز، دست جفا می‌برد
  6. شمارهٔ ۷۷آتش عشق تو چون زبانه برآرد
  7. شمارهٔ ۷۸دل بر امید وصل تو جان را همی‌زند
  8. شمارهٔ ۷۹دردی‌ست دردِ یار که درمان نمی‌برد
همه‌ی غزلیات ←

اثیر اخسیکتی درباره‌ی اثیر اخسیکتی

اثیرالدین ابوالفضل محمد بن طاهر اخسیکتی معروف به اثیر اخسیکتی (زادهٔ سال نامعلوم در اخسیکت، درگذشته به سال ۶۰۹ هجری قمری در خلخال) از شاعران مشهور سدهٔ ششم هجری است. اثیر در شهر اخسیکت زاده شد که در قرن ششم یکی از شهرهای آباد ماوراءالنهر در منطقهٔ فرغانه در شمال رود سیحون بوده‌است. اثیر سخنوری را در همانجا آغاز کرد. ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.