پرش به محتوای اصلی
اثیر اخسیکتی اثیر اخسیکتی

غزلیات

شمارهٔ ۶۹

دست اَر همه بتان به جمال و وفا برند

پس بی‌وفا جمال تهی را کجا برند؟

گویی جمال هست و وفا نیست، گو مباش

ما را همین بده که وفا را ز ما برند

خوبی و لیک خوی بدت زشت می‌کند

وان را که زشت باشد نازش کجا برند

هم شحنه‌ی جفایت از ایشان کشید تیغ

آنها که در جهان ز تو نام وفا برند

اینک تویی و من به چه امید عاشقان

درد سر تکبر و ناز شما برند؟=)

والله که چشم عشق بدوزند عاشقان

این غصه گر ز بیم زبان برملا برند

در قصه‌های تو بنویسند عاشقان

مگذار اثیر تا پس از این غصه‌ها برند

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷۱بهار امسال خوشتر می‌نماید
  2. شمارهٔ ۷۲هر آنکس را که دلداری چو آن سرو سهی باشد
  3. شمارهٔ ۷۳یک‌ دمت خود غم دلم دارد
  4. شمارهٔ ۷۴تهمت اشکم چو پیدا می‌شود
  5. شمارهٔ ۷۵مرغی یگانه بودم یاری به دستم آمد
  6. شمارهٔ ۷۶یار ستم‌پیشه باز، دست جفا می‌برد
  7. شمارهٔ ۷۷آتش عشق تو چون زبانه برآرد
  8. شمارهٔ ۷۸دل بر امید وصل تو جان را همی‌زند
همه‌ی غزلیات ←

اثیر اخسیکتی درباره‌ی اثیر اخسیکتی

اثیرالدین ابوالفضل محمد بن طاهر اخسیکتی معروف به اثیر اخسیکتی (زادهٔ سال نامعلوم در اخسیکت، درگذشته به سال ۶۰۹ هجری قمری در خلخال) از شاعران مشهور سدهٔ ششم هجری است. اثیر در شهر اخسیکت زاده شد که در قرن ششم یکی از شهرهای آباد ماوراءالنهر در منطقهٔ فرغانه در شمال رود سیحون بوده‌است. اثیر سخنوری را در همانجا آغاز کرد. ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.