پرش به محتوای اصلی
اثیر اخسیکتی اثیر اخسیکتی

غزلیات

شمارهٔ ۶۸

که را هجرت به پرسش کمتر آید؟

ز خون دل کنارش کمتر آید

نیارم بست در روی غمت در

که چون باد از ره روزن درآید

فرو شد در پی‌ات روزم چه باک است

تو را باید کزین کاری بر‌آید

به من خنجر کشی الا تو ترسی

که یک باری شکارت لاغر آید

عنانِ جور لختی سست برگیر

که هر کو تیز تازد در سرآید

ز آه من حذر کن کان دلاور

اگر زخمی زند کاریگر آید

مرا بد‌عهد خواندی سهل باشد

تو آن گفتی که از من در خور آید

زنی در یکدگر زلف و کمت غم

گرم صد کار در یکدیگر آید

تو می‌گویی دهانی دارم، الا

ندانم تا کسی را باور آید

گر این گردد درست ای بس شگفتا

که در پایش در و گوهر در آید

اثیر آب و گل مهرش بدیدی

بیفکن تخم زین آبی بَر آید

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷۰وصل شک نیست که در می‌باید
  2. شمارهٔ ۷۱بهار امسال خوشتر می‌نماید
  3. شمارهٔ ۷۲هر آنکس را که دلداری چو آن سرو سهی باشد
  4. شمارهٔ ۷۳یک‌ دمت خود غم دلم دارد
  5. شمارهٔ ۷۴تهمت اشکم چو پیدا می‌شود
  6. شمارهٔ ۷۵مرغی یگانه بودم یاری به دستم آمد
  7. شمارهٔ ۷۶یار ستم‌پیشه باز، دست جفا می‌برد
  8. شمارهٔ ۷۷آتش عشق تو چون زبانه برآرد
همه‌ی غزلیات ←

اثیر اخسیکتی درباره‌ی اثیر اخسیکتی

اثیرالدین ابوالفضل محمد بن طاهر اخسیکتی معروف به اثیر اخسیکتی (زادهٔ سال نامعلوم در اخسیکت، درگذشته به سال ۶۰۹ هجری قمری در خلخال) از شاعران مشهور سدهٔ ششم هجری است. اثیر در شهر اخسیکت زاده شد که در قرن ششم یکی از شهرهای آباد ماوراءالنهر در منطقهٔ فرغانه در شمال رود سیحون بوده‌است. اثیر سخنوری را در همانجا آغاز کرد. ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.