پرش به محتوای اصلی
اثیر اخسیکتی اثیر اخسیکتی

غزلیات

شمارهٔ ۶۵

هر محتشمی پایه‌ی عشق تو ندارد

هر پر جگری تاب عتاب تو نیارد

زودا که شود در خم چوگان بلاگوی

آن سر که سرش ناخن سودای تو یارد

در باغ امل عشق تو پاداش اجل شد

هرکس دِرَود هرچه در آنجا که بکارد

بیداد کنی بر من و یک بار نپرسی

زآن کو، چو تو بیداد کنی، بر تو گمارد

یکتا شده‌ام پشت الف‌وار ولیکن

پیش تو چه گویم که الف هیچ ندارد

گر زآن که گران بشمری این پایه نگویی

تا عشق تو ما را ز بزرگان بشمارد

او را چه زیان دارد اگر نقش اثیری

از سنگ فرو ریزد و بر آب نگارد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۷از لب یار شکر می‌باید
  2. شمارهٔ ۶۸که را هجرت به پرسش کمتر آید؟
  3. شمارهٔ ۶۹دست اَر همه بتان به جمال و وفا برند
  4. شمارهٔ ۷۰وصل شک نیست که در می‌باید
  5. شمارهٔ ۷۱بهار امسال خوشتر می‌نماید
  6. شمارهٔ ۷۲هر آنکس را که دلداری چو آن سرو سهی باشد
  7. شمارهٔ ۷۳یک‌ دمت خود غم دلم دارد
  8. شمارهٔ ۷۴تهمت اشکم چو پیدا می‌شود
همه‌ی غزلیات ←

اثیر اخسیکتی درباره‌ی اثیر اخسیکتی

اثیرالدین ابوالفضل محمد بن طاهر اخسیکتی معروف به اثیر اخسیکتی (زادهٔ سال نامعلوم در اخسیکت، درگذشته به سال ۶۰۹ هجری قمری در خلخال) از شاعران مشهور سدهٔ ششم هجری است. اثیر در شهر اخسیکت زاده شد که در قرن ششم یکی از شهرهای آباد ماوراءالنهر در منطقهٔ فرغانه در شمال رود سیحون بوده‌است. اثیر سخنوری را در همانجا آغاز کرد. ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.