فهرست اشعار
- شمارهٔ ۶۰۱ هرگز نشد دل ما یکدم به ما موافق
- شمارهٔ ۶۰۲ چون شاخهای درختی که شد ز سرما خشک
- شمارهٔ ۶۰۳ بر کمر توشه از لخت جگر دارد اشک
- شمارهٔ ۶۰۴ روز ازل که گشت غمت آشنای دل
- شمارهٔ ۶۰۵ هرچند که با من است این دل
- شمارهٔ ۶۰۶ کی درد به افسانه و افسون رود از دل
- شمارهٔ ۶۰۷ میروم هر سو دوان از دست دل
- شمارهٔ ۶۰۸ گر گوش کنی ترانهٔ دل
- شمارهٔ ۶۰۹ زمین برد آن دو چشم سرمهسا دل
- شمارهٔ ۶۱۰ کرده اظهار غمم پیش تو صدبار خجل
- شمارهٔ ۶۱۱ ز شیون دل غنچه آزرد بلبل
- شمارهٔ ۶۱۲ بس که نگذاشته شرم رخ او رنگ به گل
- شمارهٔ ۶۱۳ بس که رفت از پی تو صد جا دل
- شمارهٔ ۶۱۴ گوش مردم کراست و ذه کلیل
- شمارهٔ ۶۱۵ به داغ حسرت آن آتشین لعل
- شمارهٔ ۶۱۶ یار طناز وای بر من و دل
- شمارهٔ ۶۱۷ ربودی جان من زین دل ازان دل
- شمارهٔ ۶۱۸ زلف تو ز بس حال مرا ساخته مختل
- شمارهٔ ۶۱۹ دل بردی و چهها که نکردی به جان دل
- شمارهٔ ۶۲۰ ای که هرگز نکنی چارهٔ بیماری دل
- شمارهٔ ۶۲۱ از جنگ تو شدم من دلتنگ منفعل
- شمارهٔ ۶۲۲ از بس به راه شوق تو شد بیقرار دل
- شمارهٔ ۶۲۳ خواهم شود از پیچ و خم زلف رها دل
- شمارهٔ ۶۲۴ از تو در کون و مکان هنگامهٔ عشق است گرم
- شمارهٔ ۶۲۵ ز گلزار تمنا حسرت بسیار میآرم
- شمارهٔ ۶۲۶ تا به آن سرو ناز دل بستم
- شمارهٔ ۶۲۷ درد دلی به پیش تو اظهار میکنم
- شمارهٔ ۶۲۸ داغی ز تو یادگار دارم
- شمارهٔ ۶۲۹ از چشم کینهجوی تو مشکل که جان برم
- شمارهٔ ۶۳۰ تا سیمبری به هم رسانم
- شمارهٔ ۶۳۱ دل را اگر به نالهکشیدن درآورم
- شمارهٔ ۶۳۲ به نازی من آن خاک پا میفروشم
- شمارهٔ ۶۳۳ تاب تیمار دل زار ندارم چه کنم
- شمارهٔ ۶۳۴ بساط گریه خواهد کرد طی چشم
- شمارهٔ ۶۳۵ فتادم بر دل دل خانهٔ یار است میدانم
- شمارهٔ ۶۳۶ دلم به زلف کسی مبتلاست من چه کنم
- شمارهٔ ۶۳۷ یار ناپایدار را چه کنم
- شمارهٔ ۶۳۸ گر رسم روزی به دلداری که میخواهد دلم
- شمارهٔ ۶۳۹ هر دم از درد دگر میگریم
- شمارهٔ ۶۴۰ نمیسازد هوای جز هوای خانهٔ خویشم
- شمارهٔ ۶۴۱ آزرده ز کوی یار رفتم
- شمارهٔ ۶۴۲ نی به خواب آسوده گردد نی به بیداری دلم
- شمارهٔ ۶۴۳ به حال من نپردازی چه سازم
- شمارهٔ ۶۴۴ به اشک شام و به آه سحر چه چاره کنم
- شمارهٔ ۶۴۵ ز کوی او سفر کردیم و رفتیم
- شمارهٔ ۶۴۶ منم آن خسته که از درد محابا نکنم
- شمارهٔ ۶۴۷ چون تار ساز هر چند ما زار مینماییم
- شمارهٔ ۶۴۸ تو را من باوفا دانسته بودم
- شمارهٔ ۶۴۹ چون شمع ما به کعبه و بتخانه سوختیم
- شمارهٔ ۶۵۰ احوال خراب می نویسم
- شمارهٔ ۶۵۱ به زندان غمت جز ناله و زاری نمیدانم
- شمارهٔ ۶۵۲ بیا ای دلربا گرد تو گردم
- شمارهٔ ۶۵۳ منت از خون دل شراب دهم
- شمارهٔ ۶۵۴ این دل گمگشته را در زلف خوبان یافتم
- شمارهٔ ۶۵۵ دل سخت آن بیوفا را چه گویم
- شمارهٔ ۶۵۶ دارم اگرچه دست به کاری که داشتم
- شمارهٔ ۶۵۷ به آن سیمینبدن زر بگذرانم
- شمارهٔ ۶۵۸ اشک را یافتهام پردهدر خود چه کنم
- شمارهٔ ۶۵۹ دل در خون طپیدهای دارم
- شمارهٔ ۶۶۰ هر سحر یاد شما میکنم و میگریم
متن اشعار به نقل از گنجور.