پرش به محتوای اصلی
واقف لاهوری

غزلیات

شمارهٔ ۶۲۵

ز گلزار تمنا حسرت بسیار می‌آرم

رقیبان دامن گل من دل پر خار می‌آرم

به یاد لعل جان بخشت چو شب‌ها سر کنم زاری

مسیحا را به بالین دل بیمار می‌آرم

من آن مرغم که جای برگ گل در آشیان خود

به رغم عندلیبان شعله در منقار می‌آرم

ز زلف یار نتوانم گرفتن دل به صد افسون

اگرچه مهره بیرون از دهان مار می‌آرم

کند استاد بهتر چارهٔ شاگرد کج‌رو را

شکایت از فلک ناچار پیش یار می‌آرم

به حالم صورت دیوار هم در گریه می‌آید

چو گریان از غم او روی در دیوار می‌آرم

به شور طرفه می‌آیم ز اقلیم سیه‌بختی

چو ابر تیره واقف گریه‌های زار می‌آرم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۲۷درد دلی به پیش تو اظهار می‌کنم
  2. شمارهٔ ۶۲۸داغی ز تو یادگار دارم
  3. شمارهٔ ۶۲۹از چشم کینه‌جوی تو مشکل که جان برم
  4. شمارهٔ ۶۳۰تا سیم‌بری به هم رسانم
  5. شمارهٔ ۶۳۱دل را اگر به ناله‌کشیدن درآورم
  6. شمارهٔ ۶۳۲به نازی من آن خاک پا می‌فروشم
  7. شمارهٔ ۶۳۳تاب تیمار دل زار ندارم چه کنم
  8. شمارهٔ ۶۳۴بساط گریه خواهد کرد طی چشم
همه‌ی غزلیات ←

درباره‌ی واقف لاهوری

شیخ نورالعین معروف به واقف لاهوری یا واقف بتالوی (درگذشتهٔ ۱۱۹۰ ق / ۱۷۷۶ م) از شاعران پارسی‌گوی و پنجابی‌زبان قرن دوازدهم هجری در شبه‌قارهٔ هند بود. وی در شهر بتالهٔ پنجاب به دنیا آمد. پدرش قاضی امانت‌الله، قاضی‌القضات بتاله بود و خانوادهٔ او از اعیان و بزرگان منطقه به‌شمار می‌رفت. سال دقیق تولدش در هیچ‌یک از تذکره‌ها...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.