پرش به محتوای اصلی
واقف لاهوری

غزلیات

شمارهٔ ۶۲۷

درد دلی به پیش تو اظهار می‌کنم

کارم به جان رسیده به ناچار می‌کنم

تا از ادیب غم الف آه خوانده‌ام

در گوشه می‌نشینم و تکرار می‌کنم

می‌گویمش که می‌رسد از آسمان مسیح

زین‌سان تشفی دل بیمار می‌کنم

گفتی ز دیده سیل چرا می‌کنی روان

پست و بلند راه تو هموار می‌کنم

خواهد نمود خانهٔ همسایه را خراب

این گریه‌ها که در پس دیوار می‌کنم

ناصح تو دردسر چه کشی در ملامتم

من خود به خود ملامت بسیار می‌کنم

غربت برد غم از دل آزردهٔ وطن

من هم سفر ز کوی تو یک بار می‌کنم

واقف به کنج غمکده شب‌ها ز بی‌کسی

اظهار غم به‌صورت دیوار می‌کنم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۲۹از چشم کینه‌جوی تو مشکل که جان برم
  2. شمارهٔ ۶۳۰تا سیم‌بری به هم رسانم
  3. شمارهٔ ۶۳۱دل را اگر به ناله‌کشیدن درآورم
  4. شمارهٔ ۶۳۲به نازی من آن خاک پا می‌فروشم
  5. شمارهٔ ۶۳۳تاب تیمار دل زار ندارم چه کنم
  6. شمارهٔ ۶۳۴بساط گریه خواهد کرد طی چشم
  7. شمارهٔ ۶۳۵فتادم بر دل دل خانهٔ یار است می‌دانم
  8. شمارهٔ ۶۳۶دلم به زلف کسی مبتلاست من چه کنم
همه‌ی غزلیات ←

درباره‌ی واقف لاهوری

شیخ نورالعین معروف به واقف لاهوری یا واقف بتالوی (درگذشتهٔ ۱۱۹۰ ق / ۱۷۷۶ م) از شاعران پارسی‌گوی و پنجابی‌زبان قرن دوازدهم هجری در شبه‌قارهٔ هند بود. وی در شهر بتالهٔ پنجاب به دنیا آمد. پدرش قاضی امانت‌الله، قاضی‌القضات بتاله بود و خانوادهٔ او از اعیان و بزرگان منطقه به‌شمار می‌رفت. سال دقیق تولدش در هیچ‌یک از تذکره‌ها...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.