پرش به محتوای اصلی
واقف لاهوری

غزلیات

شمارهٔ ۶۵۲

بیا ای دلربا گرد تو گردم

مرو ای بی‌وفا گرد تو گردم

بیا ای قبلهٔ جان کعبهٔ دل

که از صدق و صفا گرد تو گردم

به این تعجیل رفتن راچه باعث

زمانی باش که گرد تو گردم

نمی‌گردد دل من گرد هر کس

تو شوخ و میرزا گرد تو گردم

ندارم پای کم از هاله در مهر

بیا ای مه‌لقا گرد تو گردم

بسی گرد دلم گردیده‌ای تو

دمی بنشین که تا گرد تو گردم

بلایی از چه می‌گردی ز من دور

به نزدیکم بیا گرد تو گردم

نیم پروانهٔ گستاخ ای شمع

بده رخصت مرا گرد تو گردم

فتاد ای شوخ از پرکار پایم

ندانم تا کجا گرد تو گردم

چو بیند فتنهٔ چشمت بگوید

چه استادی تو شا گرد تو گردم

تو گر اسباب قتل من کنی جمع

بگویم مرحبا گرد تو گردم

به رغم گنبد گردنده جامی

بگردان ساقیا گرد تو گردم

بلاگردانی دولت ضرور است

تو شاهی من گدا گرد تو گردم

همه بیگانهٔ طرزند واقف

تویی طرزآشنا گرد تو گردم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۵۴این دل گم‌گشته را در زلف خوبان یافتم
  2. شمارهٔ ۶۵۵دل سخت آن بی‌وفا را چه گویم
  3. شمارهٔ ۶۵۶دارم اگرچه دست به کاری که داشتم
  4. شمارهٔ ۶۵۷به آن سیمین‌بدن زر بگذرانم
  5. شمارهٔ ۶۵۸اشک را یافته‌ام پرده‌در خود چه کنم
  6. شمارهٔ ۶۵۹دل در خون طپیده‌ای دارم
  7. شمارهٔ ۶۶۰هر سحر یاد شما می‌کنم و می‌گریم
  8. شمارهٔ ۶۶۱آن قد دل پسند را نازم
همه‌ی غزلیات ←

درباره‌ی واقف لاهوری

شیخ نورالعین معروف به واقف لاهوری یا واقف بتالوی (درگذشتهٔ ۱۱۹۰ ق / ۱۷۷۶ م) از شاعران پارسی‌گوی و پنجابی‌زبان قرن دوازدهم هجری در شبه‌قارهٔ هند بود. وی در شهر بتالهٔ پنجاب به دنیا آمد. پدرش قاضی امانت‌الله، قاضی‌القضات بتاله بود و خانوادهٔ او از اعیان و بزرگان منطقه به‌شمار می‌رفت. سال دقیق تولدش در هیچ‌یک از تذکره‌ها...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.