پرش به محتوای اصلی
واقف لاهوری

غزلیات

شمارهٔ ۶۶۱

آن قد دل پسند را نازم

سرو دستار بند را نازم

کشتهٔ اوست هر کرا جانی است

آن نگاه کشنده را نازم

عقل درماندهٔ کم و کیف است

عشق بی‌چون و چند را نازم

التفاتی به مهر و ماهش نیست

آن تغافل بلند را نازم

کرده شوریده تر مرا ناصح

نازم این طور پند را نازم

آهوی چشم او شکارم کرد

صید صیاد بند را نازم

همه گردن‌کشان اسیر ویند

شوخ کاکل کمند را نازم

زهرها غوظه در شکر زده است

آن لب نوشخند را نازم

مرد و هرگز نبرد نام دوا

واقف دردمند را نازم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۶۳گرچه ما از زمانه سوخته‌ایم
  2. شمارهٔ ۶۶۴چنان مکن که ز کوی تو خوار برخیزم
  3. شمارهٔ ۶۶۵اشارت کن دل و جان می‌رسانم
  4. شمارهٔ ۶۶۶در آغاز محبت از جفای دلستان مردم
  5. شمارهٔ ۶۶۷اشک خونین‌جگری می‌خواهم
  6. شمارهٔ ۶۶۸شکوه‌ها از یار در دل می‌برم
  7. شمارهٔ ۶۶۹می‌توانم ز سر هر دو جهان برخیزم
  8. شمارهٔ ۶۷۰شب از دوریت سخت افسرده بودم
همه‌ی غزلیات ←

درباره‌ی واقف لاهوری

شیخ نورالعین معروف به واقف لاهوری یا واقف بتالوی (درگذشتهٔ ۱۱۹۰ ق / ۱۷۷۶ م) از شاعران پارسی‌گوی و پنجابی‌زبان قرن دوازدهم هجری در شبه‌قارهٔ هند بود. وی در شهر بتالهٔ پنجاب به دنیا آمد. پدرش قاضی امانت‌الله، قاضی‌القضات بتاله بود و خانوادهٔ او از اعیان و بزرگان منطقه به‌شمار می‌رفت. سال دقیق تولدش در هیچ‌یک از تذکره‌ها...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.