پرش به محتوای اصلی
واقف لاهوری

غزلیات

شمارهٔ ۶۶۸

شکوه‌ها از یار در دل می‌برم

از گل صدخار در دل می‌برم

حرف‌های گفتنی ناگفته ماند

می‌روم ناچار در دل می‌برم

کی توان گل کرد خاک کوی او

گریه‌های زار در دل می‌برم

گفتم ارنی لن‌ترانی گفت یار

حسرت دیدار در دل می‌برم

خوشه‌ای زین خرمنم حاصل نشد

غصه صد خروار در دل می‌برم

خان و مان خلق نتوان سوختن

آه آتش بار در دل می‌برم

واقف از کم‌التفاتی‌های یار

شکوهٔ بسیار در دل می‌برم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۷۰شب از دوریت سخت افسرده بودم
  2. شمارهٔ ۶۷۱زمین خدمتش گاهی که یابم یار می‌بوسم
  3. شمارهٔ ۶۷۲وا ش زمانی ای بی‌ترحم
  4. شمارهٔ ۶۷۳چو خم به گوشهٔ میخانه نسبتی دارم
  5. شمارهٔ ۶۷۴غم هجران کشیدم و رفتم
  6. شمارهٔ ۶۷۵من با دل سخت تو در افتاد ندارم
  7. شمارهٔ ۶۷۶شب هجر تو داغ می‌سوزم
  8. شمارهٔ ۶۷۷دل بیتاب وصل سیم تن جانانه‌ای دارم
همه‌ی غزلیات ←

درباره‌ی واقف لاهوری

شیخ نورالعین معروف به واقف لاهوری یا واقف بتالوی (درگذشتهٔ ۱۱۹۰ ق / ۱۷۷۶ م) از شاعران پارسی‌گوی و پنجابی‌زبان قرن دوازدهم هجری در شبه‌قارهٔ هند بود. وی در شهر بتالهٔ پنجاب به دنیا آمد. پدرش قاضی امانت‌الله، قاضی‌القضات بتاله بود و خانوادهٔ او از اعیان و بزرگان منطقه به‌شمار می‌رفت. سال دقیق تولدش در هیچ‌یک از تذکره‌ها...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.