پرش به محتوای اصلی
واقف لاهوری

غزلیات

شمارهٔ ۶۷۶

شب هجر تو داغ می‌سوزم

چه قدرها دماغ می‌سوزم

چشم بر راه او ز اول شام

تا سحر چون چراغ می‌سوزم

لاله‌سان در معاشران چمن

بی تو بر کف ایاغ می‌سوزم

می‌زنم جام عشق پی در پی

داغ بالای داغ می‌سوزم

آنچنان گرم رفته دل ز برم

که کنم گر سراغ می‌سوزم

یافتم شغل عاشقی واقف

خان و مان فراغ می‌سوزم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۷۸از وصل دلبر دل برگرفتم
  2. شمارهٔ ۶۷۹با غیر سری داری و گویی که ندارم
  3. شمارهٔ ۶۸۰ساخت غربت به من وطن چه کنم
  4. شمارهٔ ۶۸۱به دامان جنون دستی زدم از خویشتن رفتم
  5. شمارهٔ ۶۸۲شکایت ازین باغ بی‌جا ندارم
  6. شمارهٔ ۶۸۳دیگر به جوش آمده دریای گریه‌ام
  7. شمارهٔ ۶۸۴موج زد بحر غم شنا چه کنم
  8. شمارهٔ ۶۸۵خوش آنکه من از دانش و فرهنگ برآیم
همه‌ی غزلیات ←

درباره‌ی واقف لاهوری

شیخ نورالعین معروف به واقف لاهوری یا واقف بتالوی (درگذشتهٔ ۱۱۹۰ ق / ۱۷۷۶ م) از شاعران پارسی‌گوی و پنجابی‌زبان قرن دوازدهم هجری در شبه‌قارهٔ هند بود. وی در شهر بتالهٔ پنجاب به دنیا آمد. پدرش قاضی امانت‌الله، قاضی‌القضات بتاله بود و خانوادهٔ او از اعیان و بزرگان منطقه به‌شمار می‌رفت. سال دقیق تولدش در هیچ‌یک از تذکره‌ها...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.