پرش به محتوای اصلی
واقف لاهوری

غزلیات

شمارهٔ ۶۷۳

چو خم به گوشهٔ میخانه نسبتی دارم

چو می به شیشه و پیمانه نسبتی دارم

ازان ز شهر به در می‌روم شتاب‌زده

که همچو سیل به ویرانه نسبتی دارم

چرا به خرد و بزرگ زمانه بنشینم

که من به شیشه و پیمانه نسبتی دارم

اگرچه راه ندارم به صدر همچو غبار

به آستانهٔ جانانه نسبتی دارم

ازان ز پهلوی فرزانگان گریزانم

که من به مردم دیوانه نسبتی دارم

مرا به سلسلهٔ سبحه اعتقادی نیست

که من به گریهٔ مستانه نسبتی دارم

به سر کنم به گل و شمع روز و شب واقف

که من به بلبل مستانه نسبتی دارم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۷۵من با دل سخت تو در افتاد ندارم
  2. شمارهٔ ۶۷۶شب هجر تو داغ می‌سوزم
  3. شمارهٔ ۶۷۷دل بیتاب وصل سیم تن جانانه‌ای دارم
  4. شمارهٔ ۶۷۸از وصل دلبر دل برگرفتم
  5. شمارهٔ ۶۷۹با غیر سری داری و گویی که ندارم
  6. شمارهٔ ۶۸۰ساخت غربت به من وطن چه کنم
  7. شمارهٔ ۶۸۱به دامان جنون دستی زدم از خویشتن رفتم
  8. شمارهٔ ۶۸۲شکایت ازین باغ بی‌جا ندارم
همه‌ی غزلیات ←

درباره‌ی واقف لاهوری

شیخ نورالعین معروف به واقف لاهوری یا واقف بتالوی (درگذشتهٔ ۱۱۹۰ ق / ۱۷۷۶ م) از شاعران پارسی‌گوی و پنجابی‌زبان قرن دوازدهم هجری در شبه‌قارهٔ هند بود. وی در شهر بتالهٔ پنجاب به دنیا آمد. پدرش قاضی امانت‌الله، قاضی‌القضات بتاله بود و خانوادهٔ او از اعیان و بزرگان منطقه به‌شمار می‌رفت. سال دقیق تولدش در هیچ‌یک از تذکره‌ها...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.