پرش به محتوای اصلی
واقف لاهوری

غزلیات

شمارهٔ ۶۷۲

وا ش زمانی ای بی‌ترحم

بگشا دلم را از یک تبسم

من رند و پیرم هر صبح گردم

با قامت خم گرد سر خم

در بزم مینا سرکرده قلقل

برخاست زاهد فهمیده قم قم

از گفتهٔ کس پروا ندارم

یا عاذلی یا لایمی لم

در کوچهٔ زلف صد پیچ و خم است

این نابلد دل ترسم شود گم

ای دل حذر کن از چشم خوبان

مار است گیسو ابروست کژدم

لاحول گویان برخیز واقف

بگریز جای زین دیو مردم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۷۴غم هجران کشیدم و رفتم
  2. شمارهٔ ۶۷۵من با دل سخت تو در افتاد ندارم
  3. شمارهٔ ۶۷۶شب هجر تو داغ می‌سوزم
  4. شمارهٔ ۶۷۷دل بیتاب وصل سیم تن جانانه‌ای دارم
  5. شمارهٔ ۶۷۸از وصل دلبر دل برگرفتم
  6. شمارهٔ ۶۷۹با غیر سری داری و گویی که ندارم
  7. شمارهٔ ۶۸۰ساخت غربت به من وطن چه کنم
  8. شمارهٔ ۶۸۱به دامان جنون دستی زدم از خویشتن رفتم
همه‌ی غزلیات ←

درباره‌ی واقف لاهوری

شیخ نورالعین معروف به واقف لاهوری یا واقف بتالوی (درگذشتهٔ ۱۱۹۰ ق / ۱۷۷۶ م) از شاعران پارسی‌گوی و پنجابی‌زبان قرن دوازدهم هجری در شبه‌قارهٔ هند بود. وی در شهر بتالهٔ پنجاب به دنیا آمد. پدرش قاضی امانت‌الله، قاضی‌القضات بتاله بود و خانوادهٔ او از اعیان و بزرگان منطقه به‌شمار می‌رفت. سال دقیق تولدش در هیچ‌یک از تذکره‌ها...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.