پرش به محتوای اصلی
واقف لاهوری

غزلیات

شمارهٔ ۶۷۰

شب از دوریت سخت افسرده بودم

چه افسرده جان کسی مرده بودم

شدم در قمار محبت حریفش

دغا باخت او ورنه من برده بودم

دهان مرا دوختی خوب کردی

چه دل‌ها که از ناله آزرده بودم

رقیبانه سر می‌کنی از چه با من

دلا من درین بزمت آورده بودم

به کامم ازان شد عتیق لب او

که یک عمر خون جگر خورده بودم

ازان شب هراسیدم از طرهٔ تو

که مار سیاهش گمان کرده بودم

خدا را مزن بر سر غیر تیغی

که من بر سر کارش آورده بودم

فلک کرد در چشم او خاک حرمان

درین دشت دامی که گستنرده بودم

ز بس در جگر نم نبودست امشب

پی گریه واقف دل افسرده بودم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۷۲وا ش زمانی ای بی‌ترحم
  2. شمارهٔ ۶۷۳چو خم به گوشهٔ میخانه نسبتی دارم
  3. شمارهٔ ۶۷۴غم هجران کشیدم و رفتم
  4. شمارهٔ ۶۷۵من با دل سخت تو در افتاد ندارم
  5. شمارهٔ ۶۷۶شب هجر تو داغ می‌سوزم
  6. شمارهٔ ۶۷۷دل بیتاب وصل سیم تن جانانه‌ای دارم
  7. شمارهٔ ۶۷۸از وصل دلبر دل برگرفتم
  8. شمارهٔ ۶۷۹با غیر سری داری و گویی که ندارم
همه‌ی غزلیات ←

درباره‌ی واقف لاهوری

شیخ نورالعین معروف به واقف لاهوری یا واقف بتالوی (درگذشتهٔ ۱۱۹۰ ق / ۱۷۷۶ م) از شاعران پارسی‌گوی و پنجابی‌زبان قرن دوازدهم هجری در شبه‌قارهٔ هند بود. وی در شهر بتالهٔ پنجاب به دنیا آمد. پدرش قاضی امانت‌الله، قاضی‌القضات بتاله بود و خانوادهٔ او از اعیان و بزرگان منطقه به‌شمار می‌رفت. سال دقیق تولدش در هیچ‌یک از تذکره‌ها...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.