پرش به محتوای اصلی
واقف لاهوری

غزلیات

شمارهٔ ۶۶۹

می‌توانم ز سر هر دو جهان برخیزم

نتوانم ز در پیر مغان برخیزم

نام من بندهٔ عشق است و نشانم داغ است

روز محشر به همین نام و نشان برخیزم

هجر از پای فکندست ازان پیر شدم

گر دهد دست وصال تو جوان برخیزم

چند گویی که فلانی ز بر من خیز

در کنارم بنشین تا ز میان برخیزم

ای که گفتی به سر طرهٔ من سودا کن

باش تا من ز سر سود و زبان برخیزم

گر پی کشتن من یار ز جا برخیزد

من هم از روی ادب از سر جان برخیزم

هر کجا ذکر شهیدان تو آید به میان

از سر صبر و خرد مرثیه‌خوان برخیزم

گر کشی تیغ ز بزم تو نخیزم هرگز

من نه آنم که به تحریک زبان برخیزم

ندهم دامن دیوانگی از کف که به حشر

چون گل از خاک همان جامه‌دران برخیزم

در غمت بر سر آتش بنشینم خاموش

نه سپندم که ز جا گرم فغان برخیزم

این مکان پیر خرابات به من تعیین کرد

واقف از پای خم باده چسان برخیزم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۷۱زمین خدمتش گاهی که یابم یار می‌بوسم
  2. شمارهٔ ۶۷۲وا ش زمانی ای بی‌ترحم
  3. شمارهٔ ۶۷۳چو خم به گوشهٔ میخانه نسبتی دارم
  4. شمارهٔ ۶۷۴غم هجران کشیدم و رفتم
  5. شمارهٔ ۶۷۵من با دل سخت تو در افتاد ندارم
  6. شمارهٔ ۶۷۶شب هجر تو داغ می‌سوزم
  7. شمارهٔ ۶۷۷دل بیتاب وصل سیم تن جانانه‌ای دارم
  8. شمارهٔ ۶۷۸از وصل دلبر دل برگرفتم
همه‌ی غزلیات ←

درباره‌ی واقف لاهوری

شیخ نورالعین معروف به واقف لاهوری یا واقف بتالوی (درگذشتهٔ ۱۱۹۰ ق / ۱۷۷۶ م) از شاعران پارسی‌گوی و پنجابی‌زبان قرن دوازدهم هجری در شبه‌قارهٔ هند بود. وی در شهر بتالهٔ پنجاب به دنیا آمد. پدرش قاضی امانت‌الله، قاضی‌القضات بتاله بود و خانوادهٔ او از اعیان و بزرگان منطقه به‌شمار می‌رفت. سال دقیق تولدش در هیچ‌یک از تذکره‌ها...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.