پرش به محتوای اصلی
واقف لاهوری

غزلیات

شمارهٔ ۶۵۳

منت از خون دل شراب دهم

از چگرپارها کباب دهم

کند از رشک موج گیسو را

چون سر زلف گریه تاب دهم

عرق‌آلوده می‌روی به شتاب

باش تا چشمی از تو آب دهم

نالهٔ دل فتاده از آهنگ

گوشمالی به این رباب دهم

گر تو شمع و چراغ من باشی

مه و خورشید را جواب دهم

در بساطم دل خرابی هست

بخ تو ای خانمان خراب دهم

گشته‌ام معتکف به میخانه

جان به پای خم شراب دهم

تشنه آیی به خانه‌ام ای کاش

که شرابت به جای آب دهم

ساقی آن باده لطف کن که ازو

شیب را مژدهٔ شباب دهم

بتوانم دوید در جلوش

بوسه باری به آن رکاب دهم

کشته گردد ز رشک من سیماب

گر چنین داد اضطراب دهم

خوان دردی کشیده‌ام خواهم

که صلای شیخ و شاب دهم

آن کمر هیچ و بهر او واقف

من چرا تن به پیچ و تاب دهم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۵۵دل سخت آن بی‌وفا را چه گویم
  2. شمارهٔ ۶۵۶دارم اگرچه دست به کاری که داشتم
  3. شمارهٔ ۶۵۷به آن سیمین‌بدن زر بگذرانم
  4. شمارهٔ ۶۵۸اشک را یافته‌ام پرده‌در خود چه کنم
  5. شمارهٔ ۶۵۹دل در خون طپیده‌ای دارم
  6. شمارهٔ ۶۶۰هر سحر یاد شما می‌کنم و می‌گریم
  7. شمارهٔ ۶۶۱آن قد دل پسند را نازم
  8. شمارهٔ ۶۶۲خواهم که یک شب گریه‌ای در پای دیوارش کنم
همه‌ی غزلیات ←

درباره‌ی واقف لاهوری

شیخ نورالعین معروف به واقف لاهوری یا واقف بتالوی (درگذشتهٔ ۱۱۹۰ ق / ۱۷۷۶ م) از شاعران پارسی‌گوی و پنجابی‌زبان قرن دوازدهم هجری در شبه‌قارهٔ هند بود. وی در شهر بتالهٔ پنجاب به دنیا آمد. پدرش قاضی امانت‌الله، قاضی‌القضات بتاله بود و خانوادهٔ او از اعیان و بزرگان منطقه به‌شمار می‌رفت. سال دقیق تولدش در هیچ‌یک از تذکره‌ها...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.