پرش به محتوای اصلی
واقف لاهوری

غزلیات

شمارهٔ ۶۱۰

کرده اظهار غمم پیش تو صدبار خجل

گشتم از کم‌شنوی‌های تو بسیار خجل

شربت خون دل من رگ تلخی دارد

زین سبب هستم ازان نرگس بیمار خجل

خانه آراستم امشب به امید وصلت

نامدی آه شدم از در و دیوار خجل

زینکه از پرده برافتاد محبت واقف

یار محبوب ز من گشت و من از یار خجل

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۱۲بس که نگذاشته شرم رخ او رنگ به گل
  2. شمارهٔ ۶۱۳بس که رفت از پی تو صد جا دل
  3. شمارهٔ ۶۱۴گوش مردم کراست و ذه کلیل
  4. شمارهٔ ۶۱۵به داغ حسرت آن آتشین لعل
  5. شمارهٔ ۶۱۶یار طناز وای بر من و دل
  6. شمارهٔ ۶۱۷ربودی جان من زین دل ازان دل
  7. شمارهٔ ۶۱۸زلف تو ز بس حال مرا ساخته مختل
  8. شمارهٔ ۶۱۹دل بردی و چه‌ها که نکردی به جان دل
همه‌ی غزلیات ←

درباره‌ی واقف لاهوری

شیخ نورالعین معروف به واقف لاهوری یا واقف بتالوی (درگذشتهٔ ۱۱۹۰ ق / ۱۷۷۶ م) از شاعران پارسی‌گوی و پنجابی‌زبان قرن دوازدهم هجری در شبه‌قارهٔ هند بود. وی در شهر بتالهٔ پنجاب به دنیا آمد. پدرش قاضی امانت‌الله، قاضی‌القضات بتاله بود و خانوادهٔ او از اعیان و بزرگان منطقه به‌شمار می‌رفت. سال دقیق تولدش در هیچ‌یک از تذکره‌ها...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.