پرش به محتوای اصلی
واقف لاهوری

غزلیات

شمارهٔ ۶۱۶

یار طناز وای بر من و دل

بخت ناساز وای بر من و دل

من و دل بر دش چه‌ها کردیم

در نشد باز وای بر من و دل

من و دل ساده آن حریف قمار

پر دغاباز وای بر من و دل

من و دل پای تا سریم نیاز

او همه ناز وای بر من و دل

دل‌ربایان ز چشم و لب دارند

سحر و اعجاز وای بر من و دل

گر تو قانون ما تلنگی را

می‌کنی ساز وای بر من و دل

چشم او کرده از پی شلتاق

ترکی آغاز وای وای بر من و دل

اشکم آخر درید از طفلی

پردهٔ راز وای بر من و دل

هیچ شرمی نکرد از رویم

رنگ غماز وای بر من و دل

آمد آن شوخ شخ کمان واقف

ناوک‌انداز وای بر من و دل

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۱۸زلف تو ز بس حال مرا ساخته مختل
  2. شمارهٔ ۶۱۹دل بردی و چه‌ها که نکردی به جان دل
  3. شمارهٔ ۶۲۰ای که هرگز نکنی چارهٔ بیماری دل
  4. شمارهٔ ۶۲۱از جنگ تو شدم من دل‌تنگ منفعل
  5. شمارهٔ ۶۲۲از بس به راه شوق تو شد بی‌قرار دل
  6. شمارهٔ ۶۲۳خواهم شود از پیچ و خم زلف رها دل
  7. شمارهٔ ۶۲۴از تو در کون و مکان هنگامهٔ عشق است گرم
  8. شمارهٔ ۶۲۵ز گلزار تمنا حسرت بسیار می‌آرم
همه‌ی غزلیات ←

درباره‌ی واقف لاهوری

شیخ نورالعین معروف به واقف لاهوری یا واقف بتالوی (درگذشتهٔ ۱۱۹۰ ق / ۱۷۷۶ م) از شاعران پارسی‌گوی و پنجابی‌زبان قرن دوازدهم هجری در شبه‌قارهٔ هند بود. وی در شهر بتالهٔ پنجاب به دنیا آمد. پدرش قاضی امانت‌الله، قاضی‌القضات بتاله بود و خانوادهٔ او از اعیان و بزرگان منطقه به‌شمار می‌رفت. سال دقیق تولدش در هیچ‌یک از تذکره‌ها...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.