پرش به محتوای اصلی
واقف لاهوری

غزلیات

شمارهٔ ۶۲۳

خواهم شود از پیچ و خم زلف رها دل

تا چند بود بستهٔ این دام بلا دل

آسود ز آشفتگی آن روز که آورد

رو جانب ابروی تو چون قبله‌نما دل

عمریست که دارد به زنخدان توام دل

فریاد که در چاه فکندست مرا دل

بر باد مده دفتر جمعیت خود را

چون غنچه پریشان مکن از کسب هوا دل

برداشته از پهلوی من بس که ستم‌ها

چون تکمه گرفتست گریبان مرا دل

از شوق درین قافله چون دانهٔ تسبیح

آید به سر راه تو دل را ز قفا دل

خواهد که دل از دست تو واقف بستاند

تا چند ز دست تو کشد جور و جفا دل

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۲۵ز گلزار تمنا حسرت بسیار می‌آرم
  2. شمارهٔ ۶۲۶تا به آن سرو ناز دل بستم
  3. شمارهٔ ۶۲۷درد دلی به پیش تو اظهار می‌کنم
  4. شمارهٔ ۶۲۸داغی ز تو یادگار دارم
  5. شمارهٔ ۶۲۹از چشم کینه‌جوی تو مشکل که جان برم
  6. شمارهٔ ۶۳۰تا سیم‌بری به هم رسانم
  7. شمارهٔ ۶۳۱دل را اگر به ناله‌کشیدن درآورم
  8. شمارهٔ ۶۳۲به نازی من آن خاک پا می‌فروشم
همه‌ی غزلیات ←

درباره‌ی واقف لاهوری

شیخ نورالعین معروف به واقف لاهوری یا واقف بتالوی (درگذشتهٔ ۱۱۹۰ ق / ۱۷۷۶ م) از شاعران پارسی‌گوی و پنجابی‌زبان قرن دوازدهم هجری در شبه‌قارهٔ هند بود. وی در شهر بتالهٔ پنجاب به دنیا آمد. پدرش قاضی امانت‌الله، قاضی‌القضات بتاله بود و خانوادهٔ او از اعیان و بزرگان منطقه به‌شمار می‌رفت. سال دقیق تولدش در هیچ‌یک از تذکره‌ها...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.